تبليغاتX
مؤسسه پيشگيری از اعتياد عرفان بوكان

 

نويسنده و مؤلف : خيرالله صادقي ( كارشناس روانشناسي باليني وعضو هيآت علمي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي و درماني كرمانشاه )

ماخذ : مجموعه مقالات اولين همايش علمي – كاربردي ارائه راه كارهاي پيشگيري از اعتياد استان كرمانشاه . كرمانشاه : انتشارات موسسه فرهنگي ، هنري و سينمايي كوثر ، 1379 .

 

زمينه :

بسياري از مشكلاتي كه كارگزاران بهداشتي با آن مواجه هستند به نگرش هاي درمان جويانشان مربوط مي شود. رابطه بين رفتار و نگرش پيچيده است يعني نمي توان با دانستن نگرش شخصي رفتار معيني را در او پيش بيني كرد . نگرش مثبت نسبت به بهداشت لزوماً به يك رفتار بهداشتي مثبت منجر نمي شود . در حاليكه نگرش منفي نسبت به آن تقريباً بدون ترديد به يك رفتار منفي منجر مي شود .

براي نمونه اين باور كه « غذاي پر چرب » (fatty foods  ) رژيم بهداشتي تلقي نمي شود هميشه منجر به اين نمي شود كه شخصي از خوردن اين قبيل غذاها خودداري كند . در صورتيكه اگر مردم بر اين باور باشند كه اين قبيل غذاها ابداً ضرري ندارند ، احتمالاً بدون هيچ ملامت نفسي در خوردن اين غذاها پيشقدم مي شوند . در حال حاضر هيچ نوع درمان قاطعي براي اعتياد به مواد وجود ندارد. تغيير نگرش هاي مردم نسبت به مصرف مواد مخدر نخستين گام در فرآيند تغيير رفتار اعتياد آور و كاهش گسترش اين اختلال است . بنابراين بررسي چگونگي شكل گيري نگرش ها مهم است و شايد از همه مهمتر دگرگوني آنهاست .

نگرش ها (  attitudes)

تعريف : نگرش تمايلي كم و بيش ثابت است به واكنش مثبت يا منفي به رده هايي خاص از آدمها يا چيزها ، از جمله عوامل مربوط به شيوه زندگي    ( سلامتي ، خوارك و ورزش ) . نگرش ها از سه مولفه عمده تشكيل مي شوند:

الف مؤلفه عاطفي ( the affective component ) : به احساس ها و هيجان هايي كه درباره شخص يا چيزي داريم اشاره دارد .ما ممكن است سيگار يا امثال دخانيات را دوست داشته يا از آنها متنفر باشيم : « عاشق سيگارم » يا « از كشيدن سيگار متنفرم ».

ب مؤلفه شناختي ( the cognitive component ): همچنين يك نگرش حاوي افكار و باورهايي در خصوص اشخاص يا چيزهاست .         « كنترل وزن يكي از دلايلي است كه به كشيدن سيگار ادامه مي دهم » يا شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد سيگاري ها مستعد ابتلا به سرطان ريه هستند . »

ج مؤلفه رفتاري ( the behavioral component ) : كاركردهاي رفتاري يا عملي كه در پاسخ به نگرش رخ مي دهند .بنابراين ممكن است سيگار بكشيم يا از آن پرهيز نمائيم . و همين طور اگر در جمع سيگاري ها يا مصرف كنندگان مواد مخدر قرار بگيريم امكان دارد در آنجا بمانيم يا دوري گزينيم .

افرادي كه نگرش هاي مثبت و يا خنثي به مواد مخدر دارند احتمال مصرف و اعتيادشان بيش از كساني است كه نگرش منفي دارند . نيرومندي يك نگرش به متغيرهاي چندي بستگي دارد .مهمترين آنها عواملي است كه در شكل گيري نگرش دخالت دارند .

 

شكل گيري نگرش ( attitude formation )

كودكان بدون گرايش به يك ديدگاه خاص سياسي ، فرهنگي و بهداشتي به دنيا مي آيند . آنان ديدگاههاي خود را با گذشت زماني طولاني فرا مي گيرند . ماهيت اين فراگيري ( acquisition ) را ممكن است شرطي سازي ابزاري ، سر مشق گيري و تجربه مستقيم تبيين نمايد .

-     شرطي سازي ابزاري ( instrumental conditioning ) : واژه كليدي براي توصيف اين فرآيند « تقويت » يا « پاداش » است . به زبان خيلي ساده ، والدين و افراد ديگر به كودكان براي داشتن نگرشي خاص پاداش ميدهند و گرايش دارند از آنان به خاطر داشتن ديدگاههاي مغاير انتقاد نمائيد ( تنبيه) . در طي يك دوره چند ساله، كودكان به تدريج بسياري از نگرش هاي والدين ، كودكان بزرگتر و ديگر افراد مهم را از طريق مواجهه مستمر با برنامه هاي تقويت و تنبيه فرا مي گيرند.

در لابلاي اعتقادات پدر و مادر و ديگر افراد در مورد مصرف مواد به نگرش هايي چون « رفع دردهاي جسمي ، علاج مرض قند ، درمان نارحتي قلبي ، كسب آرامش رواني ، توانايي مصرف مواد بدون ابتلا به اعتياد » برمي خوريم . كودكان در ضمن رشد چنين نگرش هايي را فرا گرفته و به خاطر آنها پاداش دريافت مي كنند . لازم نيست خود پاداش اختصاصاً بزرگ باشد ، در بيشتر موارد يك « خوب » ساده در پاسخ به چيزي كه كودك مي گويد آنقدر كافي است تا تكرار آن را تضمين نمايد . اگر تاريخچه تقويت هاي فرد دانسته و معلوم باشد . پيام دهنده مي تواند آن را براي دستكاري نگرش هاي پيام گيرنده به كار گيرد .

- سرمشق گيري (  modeling) : واژه كليدي اين فرايند « الگوبرداري » است . كودكان براي بدست آوردن اطلاعات پيوسته به رفتار بزرگسالان نگاه مي كنند . بي هيچ تعجبي ، بزرگسالان و كودكان بزرگتر ، همانند گفتارهاي خود را اعمال و رفتارهايشان نفوذ چشمگيري را بر خردسالان اعمال مي كنند . اين نفوذ اغلب بدون اطلاع و آگاهي سرمشق ها اتفاق مي افتد . سيگار كشيدن اعضاي خانواده ، علاوه بر همانند سازي با فرد سيگاري      ( فراگيري ) ، موانع آغازين اين رفتار را زدوده « بازداري زدايي » ( dishnhibition ) و تجربه سيگاركشي را آسانتر مي كند « آسان سازي »   ( facilitation ) .

متأسفانه اغلب كودكاني كه در خانواده هاي معتاد متولد مي شوند و پرورش مي يابند مصرف مواد مخدر توسط اعضاي خانواده برايشان امري عادي و ترس از تجربه مصرف در آنها از بين مي رود . آنچه از نظر ما قابل توجه است عادي شدن و الگو شدن مصرف مواد در محيط خانواده مي باشد . چه اين كار به نگرش انحرافي ديگر اعضاي خانواده كمك مي كند . البته نبايد فراموش كرد كه گاه مصرف والدين در فرزندان تأثير منفي مي گذارد و ممكن است آنها را براي هميشه از مصرف مواد مخدر بيزار و گريزان كند .

 والدين با پاداش دادن به نگرش هاي مناسب و ارائه خود به عنوان يك الگوي خوب ، نقش مهمي در رشد نگرش هاي  كودكان خود نسبت به بهداشت بازي مي كنند . با اين وجود ، كودكان در زندگي تحت تأثير ديگر شخصيت ها نيز قرار مي گيرند . ورزشكاري كه اثرات كشنده مصرف سيگار را در رسانه هاي همگاني برجسته مي سازد براي بازداشتن كودكان از سيگار يا ترغيب آنان براي ترك سيگار نقش مهمي را ايفا مي كند.                               

-     تجربه مستقيم ( direct experience ) : سومين فرآيندي كه به وسيله آن نگرش ها كسب مي شوند تجربه مستقيم خود موضوع است . يك راه براي كسب نگرش درباره مواد مخدر در واقع مصرف آن است . بسياري از افراد از پذيرش نظر ديگران درباره يك موضوع يا شخص خرسند نيستند و به منظور شكل دهي نگرش به تجربه مستقيم نيازمندند . مواد مختلف تأثير متفاوتي بر وضعيت فيزيولوژيك يا رواني فرد دارند . مثلاً هروئين و كوكائين سرخوشي شديد ، الكل مهار گسستگي و آرامش زياد ، و نيكوتين مختصري هشياري و آرامش به همراه دارند. اين تجارب شخصي كافي است كه به يك نگرش مثبت نسبت به مواد بيانجامد شواهد قابل توجهي وجود دارد مبني بر اينكه نگرش هايي كه بدين طريق كسب مي شوند از نگرش هاي اكتسابي دست دوم قويتر و زنده تر مي باشند .

از پژوهش هاي مربوط به شكل گيري نگرش دو تلويح عمده براي كارگزاران بهداشتي وجود دارد :

1-    تأثير بر نگرش يك شخص به هنگام شكل گيري بسيار ساده تر از تغيير آن در سالهاي بعدي است . والدين مي توانند تأثير بسيار مهمي در رشد نگرش هاي كودكان در خصوص سلامت ( بهداشت ) داشته باشند .

2-    نظريه يادگيري اجتماعي اهميت مواجهه كودكان با الگوهاي مناسب را به تصوير كشيده است . بنابراين ، رسانه هاي همگاني با استفاده از شخصيت هايي كه كودكان براي آنان احترام قائلند . و حتي مي ستايند ، نقش مهمي براي انتقال آموزش بهداشت ايفا مي كنند .

خلاصه آن كه ، شكل گيري نگرش بدواً به صورت يك فرآيند يادگيري آغاز مي شود شخص در معرض    تجربه هاي مربوط به يك موضوع خاص قرار مي گيرد و بر اثر فرآيندهاي تقويت ( پاداش ) و تقليد ( سر مشق گيري ) نگرشي نسبت به آن موضوع پيدا مي كند . اما وقتي نگرش شكل گرفت ، اصل همساني شناختي (cognitive consistency  ) اهميتي فزاينده پيدا مي كند ؛ يعني فرد ديگر حالتي فعل پذير نخواهد داشت . او اطلاعات تازه رسيده را برحسب آنچه قبلاً آموخته است تعبير و تفسير مي كند و در اين راستا ، او اطلاعات ناهمسان را انكار يا تحريف مي كند و اطلاعات همسان را به آساني مي پذيرد . ظاهراً اين يك فرآيند مداوم و دائمي است و نگرش ها حتي آنهايي كه زماني طولاني از شكل گيري آنها گذشته همواره در معرض اطلاعاتي براي تغيير قرار دارند .

 

دگرگوني نگرش ( attitude change )

متقاعد سازي يا ترغيب ( persuasion ) : هر روز موضوع حمله بي امان اقدام هايي هستيم كه سعي در تغيير نگرش هاي ما دارند . آگهي هاي تبليغاتي سعي دارند ما را به خريد فرآورده هاي خاصي تشويق نمايند . سياستمداران از ما مي خواهند به آنها رأي دهيم و كارشناسان آموزش بهداشت مي كوشند ما را متقاعد سازند تا سيگار نشكيم و بيشتر ورزش كنيم . براي آژانس هاي تبليغاتي ايجاد يك ارتباط متقاعد كننده مؤثر مهم است ، چه آنها نياز به متقاعد ساختن مشتريانشان دارند . اما داشتن ارتباط متقاعد كننده موثر براي تغيير نگرش ها درباره سلامتي مهمتر است زيرا سعي در واداشتن مردم به توقف كاري كه دوست دارند انجام دهند يا شروع كاري كه دوست ندارند انجام دهند ، نسبت به پيشنهادات اين كه كاري را كه مي خواهند ادامه دهند ، دشوار تر است . اين يك « پيكار سخت » ( uphill battle ) براي آموزش بهداشت به شمار مي آيد . بنابراين ، اقدام براي تغيير نگرش هاي افراد مستلزم آن است كه خوب ارائه شود . به منظور برقراري ارتباط هاي متقاعد كنندة مؤثر لازم است عواملي را كه بر گسترة تغيير نگرش هاي مردم مؤثرند در نظر گرفته شوند . چهار عنصر اصلي پيام هاي متقاعد كننده عبارتند از :

 

1- ويژگي هاي برقرار كننده ارتباط « پيام رسان » (characteristics for the communicator)

-     قابليت قبول ( credibility ) برقرار كننده ارتباط به « تخصص » ( expertise ) او بستگي دارد . مخاطبان احتمالاً به وسيله كسي كه فكر مي كنند يك مختخصص در رشته خودش است خيلي بيشتر متقاعد مي شوند . پيامي كه ساعات خواب معيني را براي مردم لازم مي دانست وقتي به وسيله يك فيزيولوژيست عرضه مي شد ، اثر بيشتري داشت تا وقتي كه از سوي يك مدير هتل عرضه مي شد . آزمايش ها همچنين نشان داده اند كه يك وزير بهداشت بهتر مي تواند موجب تغيير عقيده مردم نسبت به بيمه سلامتي شود . و يك مجله پزشكي بهتر مي تواند عقايد را در اين خصوص كه آنتي هيستامين بدون نسخه توزيع شوند يا نه تغيير بدهد .

-     قابليت اعتماد ( trustworthiness )  به شخص برقرار كننده ارتباط به « نيات» ( intention ) او بستگي دارد . اگر مخاطبان دريابند كه شخص از متقاعد ساختن آنها سودي نمي برد ( بلكه زيان هم متوجه او مي شود ) ، به او اعتماد خواهد كرد و تأثير او بيشتر خواهد بود . اگر شخص معتاد به ارائه پيام هايي درباره پيامدهاي فاجعه آميز اعتياد بپردازد به قابليت اعتماد او نزد ماافزوده مي شود . بنابراين مبلغ مي تواند شخصي غير اخلاقي و غير جاذب باشد و با اين وجود موثر واقع شود به شرط اين كه مسجل شود كه از مجاب كردن ما بهره اي نمي برد .

-     ويژگي ديگر برقراركننده ارتباط « دوست داشتني» ( likeability ) بودن است . جذابيت جسمي (physical attractiveness ) و داشتن صفات شخصيتي مثبت تعيين مي كند كه شخص چقدر متقاعد كننده خواهد بود . صحنه زير را مجسم كنيد : 

زنگ در به صدا در مي آيد . وقتي در را باز مي كنيد مردي ميانسال را مي بينيد كه كتي مندرس برتن دارد . آستين آن پاره وول ويقه اش سائيده است . شلوارش زانو افتاد است خودش را بايد اصلاح كند و هنگام صحبت با شما چشم هايش متوجه اطراف است . وي جعبه اي كوچك را كه روي آن شكافي وجود دارد حمل مي كند و مي خواهد شما را متقاعد سازد تا مبلغي به يك مؤسسه خيريه كمك كنيد . با اين كه مطالب او مستدل هستند ، احتمال اينكه موفق شود پولي از شما بگيرد چقدر است ؟ حال عكس موضوع را تصور كنيد : با صداي زنگ در خانه خود را باز مي كنيد ، در آنجا م&#

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 4:22  توسط هيئت مديره  | 

 

 


طرح مسأله

 آسيبهاي اجتماعي، از عوامل  تهديد كننده حيات فرهنگي، اجتماعي و سياسي هر جامعه اي است . هرچندآسيبها شكلهاي گوناگون دارند، اما در جامعه كنوني ايران، اعتياد به مواد مخدر، جزو مهمترين آسيبهاي اجتماعي است و آسيبهاي ديگري چون طلاق، كودكان خياباني، زنان ويژه، خودكشي،           سرقت و فرار از خانه در رده هاي بعدي قرار دارند.

پديده            اعتياد به مواد مخدر از بحث انگيزترين و قابل توجه ترين مشكلات اجتماعي در آغاز هزاره سوم ميلادي و در  سطح بين المللي است. بنابراين جزو مجموعه ي مشكلات جهاني است. چرا كه طبق برخي از آمـــارها، در اواخر دهــه 90 ميلادي، 180 ميليون نفر در دنيا،  مواد مخدرغيرقانوني مصرف كرده اند. بحران مواد مخدر بعد از بحرانهاي  محيط زيست، سلاحهاي اتمي و هسته اي و فقر در مرتبه چهارم قرار دارد و نشان از درگير بودن نيروهاي بالـفعل و بالـــقوه در جهان، پيرامون اين بحران است.

 علاوه بر جنبه جهاني پديده مواد مخدر و اعتياد به آن، آن چه اهميت موضوع را براي ما دوچندان ميكند بعد داخلي اعتياد در كشور و در سطحي محلي است. شايد طرح اين سئوال كه چگونه است عليرغم مبارزه مداوم و پيگير با روشهاي مختلف، هنوز موفقيتها در زمينه كنترل مواد مخدر و اعتياد ناچيز است و روز به روز نيز گسترش بيشتري مييابد؟ سئوالي تكراري به نظر برسد، اما تكرار پرسشي كه واقعيت دارد، براي بازانديشي پيرامون علل، انگيزه ها و روشهاي پيشگيري از اعتياد، ضرورتي اجتناب ناپذير است.

طرح چند واقعيت موجود

نگاه به برخي واقعيتهاي موجود پيرامون اين پديده، اهميت موضوع را در كشور قدري روشنتر خواهد نمود:

ـ امروزه مواد مخدر به راحتي قابل دسترسي است. حتي مدت زمان دسترسي به آن نيز كاهش يافته است.

ـ سن مصرف كنندگان، روز به روز پايين تر مي        آيد، به طوري كه در حال حاضر گفته مي       شود از 15 سال به بالا درگير اين پديده            زيانبارند. اين امر نشان دهنده فراگيري اعتياد در ميان نوجوانان ما است و خطر بزرگي براي جامعه محسوب ميشود.

ـ موفقيت در سيستم درمان اندك و بالايي 90% از كساني  كه ترك اعــتياد كرده اند، دوبــاره به آن روي آورده اند.

ـ عليرغم مبارزه پيگير با قاچاق مواد مخدر، اين مواد همچنان قاچاق ميشود.

ـ هزينه هاي اجتماعي و مالي اعتياد نيز قابل توجه است، طبق آمارهاي موجود، مبتلايان به اعتياد را به روايتي2 ميليون و به روايتي ديگر7/3 ميليون نفر تخمين ميزنند.سالانه 1500 ميليارد تومان خسارت مادي در اين زمينه به كشور وارد ميشود.

ـ 25% از تصادفات جاده اي نيز به دليل اعتياد رانندگان وقوع مي يابد.

ـ ايران در مسير ترانزيت مواد مخدر قرار دارد و تقريباً 90% كل ترياك و مورفيني كه در جهان جابه جا ميشود، از مسير ايران ميگذرد. بنابراين به دلايل مختلف ريزش داخلي اين مواد، نقش موثري در گسترش دسترسي به آن و در نتيجه اعتياد به مواد مخدر بازي ميكند.

ـ با وجود واقعيتهاي مطرح شده، يك واقعيت ديگر آن است كه در برخي از كشورها، مسأله اعتياد، كنترل شده و موفقيت هم به دست آمده است. هنوز پس اميدواري  وجود دارد.

            بنابراين ميتوان گفت درعين حال كه پيشگيري از اعتياد، قبل از درمان كار پيچيده اي است، موثرترين و موفقيت آميزترين  روش است. در مورد اين كه پيشگيري چگونه امكان         پذير است،   ديدگاه هاي مختلف مطرح مي شود.

            تركيب جمعيتي كشور بـــه گونه      اي است كه 60% آن را افراد زير 25 سال تشكيل ميدهد. يعني تركيب جمعيتي كشور بسيار جوان است. از آن جا كه آمارها پيرامون دامنه ي گسترش اعتياد چندان دقيق نيست، تفاوت فاحشي ميان آنها وجود دارد. چنانكه گفته شد حدود 2 تا 7/3 ميليون معتاد در كشور وجود دارد و اگر درگيري خانواده      هاي آنهارا با اين پديده در نظرآوريم مشخص ميگردد كه چه ميزاني از جمعيت كشور ( عمدتاً از ميان نيروهاي جوان و فعال) درگير اعتياد و مواد مخدر هستند.

           طبق آمارهاي موجود، در چهار ماهه اول سال جاري نسبت به مدت مشابه در سال قبل(1380) 17% ميزان ارتكاب به جرايم منتهي به زندان افزايش يافته است و در حال حاضر نيز از 171 هزار نفر زنداني در سراسر كشور 102 هزار نفر در ارتباط با مواد مخدر در زندانها به سر ميبرند.(1)

طرح چند نظريه

روانشناسان معتقدند كه شناخت  انگيزه هاي مصرف مواد مخدر، در پيشگيري از اين پديده ميتواند بسيار موثر افتد، آنها معتقدند كه مهمترين علل مصرف مواد مخدر، نيازهاي رواني برآورد نشده است.(2) در اين زمينه پرفسور حسن عشايري، روانشناس و استاد دانشگاه، به كيفيت سيستم آموزشي ما استناد ميكنند و معتقدند كه بستر تربيتي در كشور ما، تربيت انسان سر به زير است. بــه گونه    اي كه در هيچ شرايطي در مسايل مختلف چند و چون نكند. به عقيده ايشان تحقيقات نشان ميدهد كه هر قدر توان استقلال ورزي در فرد بيشتر باشد، ميزان اضطراب در او پايين است و او با قدرت بيشتري تلاش   ميكند تا مسايلش را حل كند. شخص وابسته و بي        اعتماد به خود، به هنگام اضطراب و درگيري  اگر كسي به او سيگار تعارف كند چگونه ميتواند مقاومت نمايد. چنين فردي آسيب پذيرتر از ديگران است. كودكي كه نتواند اشتباه كند و اشتباه خود را بر زبان براند و احتمالاً در مورد آن مقاومت كند و دليل بياورد، اگر روزي دچار مشكل شود، بسيار آسيب ميبيند. ايشان معتقدند كه هر قدر روح نقادي در افراد جامعه بيشتر باشد، آن جامعه در برابر آسيبها مصون    تر است.(3)

            بنابراين ميتوان ادعا نمود كه ايجاد عزت و اعتماد به نفس و احترام به ديدگاه هاي جوانان ميتواند راههاي پيشگيري از اعتياد به مواد مخدر باشد.

 اعتماد و عزت نفس چيست؟

            عزت نفس عبارت است از ارزشي كه اطلاعات درون خودپنداره( مجموعه ويژگيهايي كه فرد براي توصيف خود به كار ميبرد) براي فرد دارد و از اعتقادات فرد در مورد تمام صفات و ويژگيهايي كه در او هست ناشي ميشود. بنابراين عزت نفس هر فرد بر اساس تركيبي از اطلاعات عيني در مورد خودش و ارزشهاي ذهني كه براي آن اطلاعات قايل است بنا نهاده ميشود.(4)

            از آن جا كه عزت نفس كودك زمينه و اساس ادراك او از تجارب زندگي را فراهم ميسازد، داراي ارزش ويژه اي است وجزئي از سلامت رواني او محسوب ميشود. همراه با زيستن در شريط اجتماعي، نياز به احساس ارزشمندي به نحو سالم و متعادل در انسان به وجود مي            آيد كه براي نگهداري سلامت و تعادل رواني و حتي تكامل وجودي او بسيار ضروري است.(5) كودكاني كه طرد ميشوند و نياز به احساس ارزشمندي در آنها پاسخ مناسبي دريافت نميدارد، در نهايت به طرد خود پرداخته و احساس بي ارزشي ميكنند. در نتيجه زمينه براي آسيب پذيري آنها مخصوصاً اعتياد به مواد مخدر فراهم مي آيد.

            اين مسأله در سطح فردي فقط مطرح نيست. بلكه آثار اجتماعي آن گسترده تر است. اگر انتظار آن است كه در اثر عوامل موثر در جامعه پذيري در بعد فردي، اجتماعي و سياسي فرد به تدريج ارزشهاي مقبول جامعه خود را فراگيرد و بپذيرد و به اصطلاح فردي سازگار شود و در اين روند به گونه اي برسازگاري تاكيد گردد كه در اثر آن آزادي تفكر و ارادة او در عمل سلب شود، طبيعي است كه تنها عوامل موثر در اجتماعي شدن، منجر به جامعه پذيري فرد نمي         گردند، بلكه او را كاملاً مستعد بزهكاري و روي آوردن به مواد مخدر ميسازند. نوع رفتار ما در سطح خانواده، مدرسه و ... بر اساس نوعي تفكر قيم مأبي، سبب گرديده است تا نوجوان و جوان، دچار بحران هويت شخصي شده و فردي جامعه گريز و منزوي بار آيد.

            نظارت رسمي بر جوان تا جايي است كه جواني كردن به كام جوانان، تلخ شده است ما انتظار داريم مطابق سليقه    هاي ما كه ضرورتاً منطبق بر سليقه دوران جواني نيست، جوانان رفتار نمايند، حرف بزنند، لباس بپوشند، حركت كنند و .... و اين نتيجه اي جز گرايش آنها به رفتار ضد اجتماعي و مواد افيوني در بر ندارد. آن چه جوان بدان نيازمند است، احساس شــخصيت مــستقل و اقدام به آن، روحيه نقاد، فردي واجد حق، سرزنده و شاداب است. بي توجهي به اين موارد سبب ساز مشكلات بسياري است .از جمله ميتوان به شكل گيري روحيه  پرخاشگري، ناسازگاري، بدبيني نسبت به جامعه و مردم بي اعتنايي و گريزان بودن از جريان امور در جامعه، عدم شكل گيري شخصيت سياسي ـ اجتماعي جوان و در نتيجه بي ميلي نسبت به انجام وظايف شهروندي به عنوان فردي فعال، مسئوليت پذير و مشاركت كننده، اشاره كرد.

            برخلاف اين ديدگاه مضيق كه معتقد است گرفتار آمدن جوان به هر بلائي مساله نيست، اما فعال بودن او را از نظر اجتماعي و سياسي مساله ميداند بايد تأكيد كرد چنين ديدگاهي در نهايت به بحرانهاي سياسي ـ اجتماعي در كشور منتهي ميشود. چرا كه جواني كه به دلايل مختلف در معرض اعتياد به مواد مخدر قرار ميگيرد، به همان ميزان نيز ممكن است در معرض بسيج براي ايجاد آشوب قرار گيرد.

            علاوه بر ديدگاه روانشناسي، از نظر اقتصادي نيز مسأله فقر و وجود فاصله ميان قشرهاي بالا و پايين درآمدي، مورد توجه صاحبنظران امر قرار گرفته است. در ساده ترين شكل آن، تاثير موقعيتهاي پايين درآمدي(فقر) را در گسترش اعتياد به مواد مخدر ميتوان چنين بيان كرد كه اگر كسي در مدارس يا خارج از آن به نوجوان يا جواني، مواد مخدر را از هر نوع پيشنهاد نمايد، ممكن است مقاومت نمايد، اما در شرايطي كه نوجوان و جوان از يك سو از نظر رواني تحت فشار باشد و از نظر اقتصادي نيز هم چنين و در عين حال همراه با پيشنهاد مصرف يكي از مخدرات مقدار متنابهي پول نيز دريافت دارد، شك نيست كه ميپذيرد و به خيل مصرف كنندگان آن ميپيوندد. پديده تلخي كه به كرات در سطح منطقه اتفاق افتاده است.

            در نتيجه ناآگاهي، فقر و اعتياد مثلث شومي است كه مانع كارآيي نيروهاي فعال و جوان در جامعه ما شده و موجب ركورد نيروهاي خلاق و فساد و تباهي انديشه گرديده است. تلاش براي كسب استقلال در دوران نوجواني و جواني، يافتن هويت، كنجكاوي، لذت كاهش اعتماد بـه نفس، كمــبود مهارت لازم در ارتباط با ديگران، افراد را مستعد استفاده از مواد مخدر ميكند. براي پيشگيري از اين پديده از يك سو اطلاع رساني و آگاهي دادن پيرامون پديده اعتياد و آثار فردي ـ اجتماعي آن به نوجوان و جوان و والدين آنها موثر است. كاري كه مشخصاً توسط انجمنهاي مردمي پيشگيري از اعتياد امكان پذير است و از سوي ديگر درك شخصيت و اعتماد به نفس در جوانان، احترام به آنها و عقايدشان و حمايت اجتماعي از آنها در سطوح مختلف، تحمل انتقادات منطقي و ديدگاه هاي مختلف و بعضاً مخالف آنها ميتواند نقش موثري در پيشگيري از گسترش اعتياد و برقراري جامعه اي مدني داشته باشد. در اين زمينه مخصوصاً گسترش نهادهاي مدني،غيردولتي در عرصه            هاي مختلف هنري، فرهنگي، اجتماعي، صنفي و سياسي نقش مثبت و سازنده اي خواهند داشت.

            علاوه بر آن، تغيير سيستم آموزشي ما، ( آن چنانكه در سخنان پروفسور عشايري به آن اشاره شد) از تربيت انسان سر به زير به سمت تربيت افراد متكي به خود، مستقل و انديشمند و پرسشگر، نقش موثري در پديد آمدن نسلي از جوانان مقاوم از هر نظر و مخصوصا در برابر پديدة اعتياد، خواهد داشت.

 

يادداشتها و ارجاعات:

1ـ صباغي ، محمود،" امروز بهتر از فرداست“، روزنامه همشهري، ( سه شنبه 23 مرداد 81 )، سال دهم، شماره 2808 ، ص 20.

2ـ نكته دان ، هايده” پيشگيري از اعتياد چگونه؟“ ، روزنامه همشهري، ( شنبه 16 تير 1380 )، شماره   2443 ، ص 15.

3ـ ماهنامه پيام امروز، شماره 43، مصاحبه با پرفسور حسن عشايري.

4ـ بيابانگرد ـ اسماعيل، روشهاي افزايش عزت نفس در كودكان و نوجوانان، انتشارات  انجمن اولياء و مربيان، تهران، 1376، ص 19.

5ـ همان، ص 38.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 4:51  توسط هيئت مديره  | 

 

خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۰۳/۱۴
به نقل از سایت گویا نیوز

"يوان ايدز " ( نهاد مبارزه باايدز سازمان ملل ) ، بنياد جمعيت سازمان ملل و بنياد زنان سازمان‌ملل در تحقيق مشتركي در زمينه زنان و بيماري ايدز خاطر نشان ساختند: احتمال ابتلاي زنان جوان به بيماري ايدز در جهان ۱/۶ برابر مردان است.

اين تحقيق كه "زنان و بيماري ايدز : مقابله با بحران " نام دارد خاطر نشان ساخته است : " امروزه زنان مبتلا به اچ آي وي (ويروس ايدز)، تقريبا نيمي‌از ۴۰ميليون نفر مبتلايان به اين بيماري را تشكيل مي‌دهند. در كشورهاي آفريقاي زير صحرا درصد زناني كه با ويروس ايدز زندگي مي‌كنند به ۵۷درصد رسيده است و احتمال ابتلاي زنان جوان در گروه سني ۱۵تا ۲۴سال بيش از سه برابر مردان است. با وجود اين روند هشداردهنده ، زنان كمتر از مردان درباره چگونگي انتقال ويروس ايدز و بيماري ايدز و چگونگي از جلوگيري ابتلاي به آن اطلاع دارند.

اين تحقيق تعداد مردان مبتلا به ويروس ايدز و بيماري ايدز در سال ۲۰۰۴ در گروه سني ۱۵تا ۴۹سال را ۱۸ميليون و ۷۰۰هزار نفر و زنان مبتلا به‌اين بيماري را در همين گروه سني ۱۷ميليون نفر بر آورد مي‌كند. بيشترين‌ميزان مبتلايان به‌بيماري ايدز در كشورهاي آفريقاي زير صحرا بود كه ۱۳ميليون و ۱۰۰هزار زن و ۹ميليون و ۹۰۰هزار مرد و پس‌از آن بيشترين رقم مبتلايان به اين بيماري متعلق به جنوب و جنوب شرق آسيا با ۴ميليون و ۵۰۰هزار نفر از مبتلايان مرد و يك ميليون و ۸۰۰هزار نفر از زنان مبتلا به اين بيماري تشكيل مي‌دادند. از سال ۱۹۸۵تا سال ،۲۰۰۳درصد زناني‌كه با ويروس ايدز زندگي مي‌كردند از ۳۵درصد به ۴۸درصد افزايش يافته است. نگراني ويژه در زمينه ابتلاي زنان جوان در گروه سني ۱۵تا ۲۴سال است كه هم اكنون حدود ۶۰درصد از افرادي را كه در اين گروه سني با ويروس ايدز و بيماري ايدز زندگي مي‌كنند تشكيل مي‌دهند.

اين تحقيق خاطر نشان ساخته است كه ميزان ابتلاي به ويروس ايدز در ميان زنان و دختران مايه نگراني جدي است اما هنگامي كه اين مساله با پرستاري زنان از افراد مبتلا به ايدز در خانواده ، يتيمان بر اثر بيماري ايدز و خانواده‌هاي آنان تركيب شود اين وضعيت كه هم اكنون در آفريقاي زير صحرا وجود دارد غير قابل دفاع مي‌شود.

" خشونتها و تهديد خشونت، توان‌زنان براي حفاظت خود در برابر ويروس ايدز و بيماري ايدز را محدود مي‌سازد. آنها اگر برروي حفاظت خود پافشاري كنند با خطر خشونت روبرو خواهند بود. زنان ممكن است در اين روابط خشونت آميز باقي بمانند زيرا آن‌ها جاي ديگري براي رفتن ندارند ."
تحقيق سازمان ملل با اشاره به اينكه بسياري از دختران و زنان در زمينه اندام، جنسيت و بهداشت مولد خود و يا ويروس‌ايدز و بيماري ايدز اطلاع بسيار اندكي دارند. در بسياري جوامع بحث كردن در زمينه آموزش موضوعات جنسي با استقبال روبرو نمي‌شوند و در نتيجه ميليونها نفر از افراد به‌ويژه دختران و زنان در زمينه ويروس ايدز و بيماري ايدز درجهالت به‌سر مي‌برند.

بر اساس نتايج حاصل از تحقيقات مختلف در جهان، يش از ۸۰درصد از زنان جوان آگاهي كافي درباره ويروس ايدز و بيماري ايدز ندارند. " در ويتنام تقريبا نيمي از زنان معتقدند كه آنها مي‌توانند به ويروس ايدز از طريق نيش يك پشه مبتلا شوند. در كامبوج و ويتنام تقريبا ۳۰در صد معتقدند كه ابتلاي به‌ويروس ايدز از طريق نيروهاي ماوراي طبيعت انجام مي‌شود و ۳۵درصد معتقدند كه يك فرد زيبا به ويروس ايدز مبتلا نمي‌شود. در سومالي فقط ۲۶درصد زنان جوان نام ايدز را شنيده‌اند و فقط دو درصد در زمينه چگونگي جلوگيري از آن اطلاع دارند.

اين گزارش تصريح كرده است كه "آگاهي محدودتر زنان در زمينه ايدز تقريبا در هر كشوري كه مورد تحقيق صورت گرفته است مشهود است و در برخي از مناطق و كشورها اين شكاف قابل ملاحظه است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 3:40  توسط هيئت مديره  | 

 

دكتر علي بابايي
معاون آموزشي - پژوهشي اداره كل زندان‌هاي خراسان

به نقل از نشریه الکترونیکی همراه

مقدمه
امروزه در كشورهايي كه امور فرهنگي و آموزش‌هاي مربوط به پيشگيري از اعتياد و آسيب‌هاي رواني ـ اجتماعي، اولويت دارند، تاكيد بسياري بر آموزش مهارت‌هاي زندگي صورت مي‌گيرد. مجموعه اين مهارت‌ها در جامعه صنعتي و در فضاي زندگي‌اي كه پدر و مادر و معلم به صورت تمام وقت و صميمي و از نزديك ارتباط كمتري با كودك و نوجوان دارند، براي رشد اجتماعي و اخلاقي افراد ضروري است و برابر نتايج پژوهش‌هاي انجام شده، بسيار سودمند است.
كلمه تفكر انتقادي از واژه‌اي يوناني به معني سوال و تحليل كردن گرفته شده و در واقع با استفاده از همين فرايندها است كه افكار خود و ديگران را بررسي كرده و براساس آن بهترين تصميم‌ها را مي‌گيريم.
فعاليت‌‌هاي مختلفي كه تفكر انتقادي را تشكيل مي‌دهند، شامل موارد زير است:

1ـ تفكر فعال
2ـ وارسي گسترده و مداوم موقعيت‌هاي تفكر و تامل با سوال كردن
3ـ بررسي دقيق منابع اصلي افكار و عقايد و ارزيابي اعتبار آنها
4ـ توانايي نقد و بررسي راه‌حل‌ها بدون مطرح نمودن جايگزين (يعني ضرورتا انتخاب راه‌حل‌هاي خوب مطرح نيست).
5ـ مشاهده فرايندها و موقعيت‌ها از ديدگاه‌هاي مختلف و ارزيابي دلايل و شواهد آنها
1ـ فعال‌سازي جريان تفكر:

تفكر انتقادي، مستلزم استفاده از هوش، دانش و توانايي‌هاي ذهني سطح بالا براي مقابله موثر با واقعيت‌هاي زندگي است. در تفكر فعال وقتي بحث تصميم‌گيري پيش مي‌آيد، فرد به صورت عميق راجع به اساس وضعيت پيش آمده و صحت اعتبار آن فكر مي‌كند، فعالانه به جمع‌آوري اطلاعات مي‌پردازد، فرضيه‌ها و امكان‌هاي مختلف را بررسي مي‌كند، با افراد باتجربه و متخصص مشورت مي‌كند و سپس مجددا تمامي امور را مورد وارسي انتقادي قرار مي‌دهد.
بررسي دقيق موقعيت‌ها با سوال كردن، پرسيدن سوالات زياد، متنوع و عميق، يكي از ابعاد تفكر انتقادي و از قدرتمندترين ابزارهاي تفكر است كه غالبا از آن استفاده چنداني نمي‌كنيم. در حالي كه همين روش بيشترين كمك را به فهم دنيا و مسايل زندگي مي‌نمايد. از لحاظ محتوايي، سوال بايد همه چيز را در بر گيرد، حتي ضرورت طرح بحث يا مساله مطرح شده را.
پرسش‌ها را به ترتيب زير بايد تنظيم نمود:
الف) حقايق:
دانش، فهم، اطلاعات اساسي: چه كسي؟ چگونه؟ كجا؟ چه هنگام؟
ب) تفسير:
ارتباط‌هاي علت و معلولي، شواهد و نتايج يك امر.
ج) تجزيه و تحليل:
بررسي عناصر و اجزاي تشكيل‌دهنده.
د) تركيب:
تركيب ايده‌ها و عناصر مختلف براي تشكيل يك كل جديد يا خلق راه‌حل و موقعيت و شناخت روابط آن با يكديگر، نقشه‌هاي جديد.
هـ) ارزيابي:
ملاك‌ها، قضاوت‌ها و بررسي تصميم‌هاي احتمالي در اين مرحله صورت مي‌گيرد.
و) كاربرد:
هدف از اين مرحله، وارسي پرسش‌ها و استفاده از دانش و فهم مربوط به يك موقعيت براي موقعيت‌هاي ديگر است.
2ـ بررسي دقيق منابع اصلي افكار و عقايد و ارزيابي اعتبار آنها
3ـ نقد و بررسي
به ما كمك مي‌كند تا به جاي پذيرش يا رد ساده اطلاعات و نظرات ديگران كه به ما ارايه مي‌شود، آنها را به دقت و با مشورت ديگران بررسي كرده و سپس در مورد پذيرش يا عدم پذيرش آنها تصميم بگيريم.
اولين قدم براي انجام اين كار، تشخيص منابع اصلي عقايد و نظرياتي است كه معمولا از چهار منبع زير سرچشمه مي‌گيرند:
الف) مراجع قدرت:
(مانند والدين، آموزگاران، رهبران جامعه، پزشكان و...) مثلا بررسي اينكه پدرم مي‌گويد: سيگار، سرطان ريه نمي‌آورد.
ب) كتب:
در فلان كتاب نوشته شده است كه قهرمان داستان اگر مشروب نمي‌خورد، نمي‌توانست فلان درگيري را به نفع خود حل كند.
ج) شواهد حقيقي:
به طور مثال شصت درصد پرونده‌هاي بيمارستاني نشان مي‌دهد افراد معتاد به ترياك، بيماري قند يا درد كمرشان در درازمدت بسيار وخيم‌تر از ساير مبتلايان به بيماري قند شده است. بايد بحث شود كه آيا مراجع قدرت و كتاب‌ها اعتبار دارند؟ اين اعتبار تا چه زماني است؟ آيا شواهد داراي مستندات كافي و روشن هستند يا خير؟ مثلا در بند الف مي‌پرسيم: پدر شما پرستار يا پزشك متخصص ريه است؟ يا مي‌پرسيم آيا فلان كتاب، كتاب بسيار معتبر و اصيلي است؟ آيا در صفحات بعد آن مطلب متناقضي نيامده است؟
د) تجربه شخصي:
در مورد تجربه شخصي نيز، شرايط وقوع تجربه، امكان تحريف و اشتباه در بيان آن و نيز تفسيرهاي متعدد براي يك تجربه بايد مورد وارسي قرار گيرد. براي نمونه همكار شما مي‌گويد: "من درد سر شديدي داشتم كه با كشيدن نصف سيگار تسكين پيدا كرده است".
بايد بدانيم آيا او هميشه سردرد مي‌گيرد يا خير؟ آيا مواقعي بوده كه بدون مصرف سيگار سردردش او را به بستري شدن كشانيده يا خود به خود تسكين يافته باشد و نظاير آن.
4ـ مشاهده موقعيت‌ها از ديدگاه‌هاي مختلف و بررسي دلايل و شواهد آنها:

يكي از فعاليت‌هاي مهم در تفكر انتقادي، گوش كردن و درك نظرات ديگران، ايده‌هاي جديد، ارزيابي و قدرت تحمل آنهاست.
بسيط بودن نسبت به آراي ديگران و توانايي نگريستن از ديدگاه آنها و درك نقطه‌نظر آنها به فهم كامل‌تر و كسب بينش عميق نسبت به زندگي كمك مي‌كند. بنابراين دو توانايي مشاهده موقعيت‌ها از نقطه‌نظر ديگران و بررسي دلايل و شواهد نقطه‌نظرات مختلف، براي مهارت يافتن در تفكر انتقادي ضروري است.
فنون عملي آموزش تفكر انتقادي

1ـ ابتدا از فراگيران نظرخواهي شود كه اصولا اين رشته از مطالعه و تحقيق و اين جلسه خاص ضرورت دارد يا خير.
2ـ بهتر است شروع مطلب با چند پرسش كوتاه درباره اهميت جزييات مطلب و رابطه آن با زندگي فراگيران باشد تا پرسشي در آخر موضوع ارايه شده به جاي نماند براي نمونه در مورد ضرب‌المثل "گنه كرد در بلخ آهنگري ـ به شوشتر زدند گردن مسگري" بايد پرسيد: مفهوم گناه از نظر فرد چيست؟ گناه از نظر جامعه يعني چه؟ آيا بين مشاغل در آن زمان تبعيض بوده است؟ و نظاير آن...
3ـ از همان ابتداي جلسه از تمثيل و تصويرسازي ذهني فعال استفاده شود. با استفاده از الگو و استعاره‌هايي نظير اينكه: پيرامون زندگي هر فرد رنگ مشكي وجود دارد، اگر از بيرون به مشكلات وي نگاه كنيم، آگاهي زيادي از آن به دست نمي‌آوريم بلكه بايد همراه با خود وي و از درون شيشه به مسايل زندگي او نظر بيفكنيم.
4ـ ترتيب دادن فضا براي تعامل و مشاركت آزاد افراد و تمرين و پرسش و پاسخ در عين رعايت حق و نوبت ديگران بسيار مهم است و در رشد تفكر انتقادي، نقش اساسي دارد. چيدن ميز و صندلي‌ها، تشويق‌هاي بهنگام مربي براي پرسش كردن و گاهي اوقات بحث‌هاي گروهي و سپس مطرح نمودن نتيجه بحث، محيطي پذيرا براي رشد اين مهارت ايجاد مي‌كند.
مي‌توان دستياراني در ميان افراد تعيين‌ نمود تا به موقع جريان پرسش و پاسخ را نوسازي و فعال نمايند (مانند كاري كه گاهي اوقات در تاتر انجام مي‌‌دهند و يك يا چند بازيگر به ميان تماشاچيان آمده و نقش خود را در فعال‌سازي و افزايش مشاركت آنها ايفا مي‌كنند).
5ـ حركت از موارد جزيي و محسوس به اصول كلي، اساسي‌ترين محور تدريس بر مبناي تفكر انتقادي است. پس از مقدمه و شروع مطلب كه تصوير كلي موضوع را شكل مي‌دهد، بايستي حتي‌الامكان از اين روش استفاده نمود. براي نمونه از ابتدا چندنفر از دانش‌آموزان چند ذره توتون را زير ذره‌بين سوزانيده و ذرات غبار حاصل از آن را مشاهده نمايند. سپس راجع به تاثيرات آن بر ريه انسان و حيوان و افزايش نيكوتين خون بحث و آزمايش كنند.
6ـ تشويق به سكوت و تعمق در هنگام طولاني شدن مطلب و يا طولاني شدن پرسش و پاسخ‌ها، تكنيك مناسبي براي بهسازي تفكر و آموزش تفكر انتقادي است و ضمنا نظم و هماهنگي بيشتري جهت كسب نتايج مثبت از پرسش و پاسخ‌ها ايجاد مي‌نمايد.
7ـ براي ايجاد تفكر عميق، جزيي‌نگر و موثر، افزودن به وقت كلاس و عجله نكردن، راهبردي اساسي است. در برخي دانشكده‌هاي پزشكي آمريكا و ايتاليا به مدرسين توصيه شده است كه حتي اگر از حجم درس كاسته مي‌شود، با اين وجود توانايي تفكر انتقادي و مهارت حل مساله را براي دانشجويان مطرح كنند. براي نمونه مي‌توان براي جوانان در مورد عوارض الكل و حشيش تمركز بيشتر نمود و حجم كمتري از مسايل مربوط به ترك را عنوان كرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 3:39  توسط هيئت مديره  | 

 

بررسي آثار سوء اعتياد به ماده شادي آور اكستازي در ميان جوانان

دو تا گيلاس دور گوش هاش انداخت و روي تاب نشست . پاهاش رو خم و راست كرد و تكاني به تاب داد. از توي ساختمان صداي موزيك مي اومد . سعي كرد حركت تاب با ضرب آهنگ موزيك هماهنگ باشه . بعضي ها دوست دارن توي تاريكي با دوستشون  برقصن ، اما اون دوست داشت تو دل شب تنها باشه . دفعه اول كه اكس زد، خودش رو از همه سر مي ديد . به همين خاطر تا صبح رقصيد . حالا دلش مي خواست تنها باشه. يكي صداش مي زد . دوست بود ، دوستي كه آورده بودش اينجا... -امشب بيا بريم پارتي ، سر حال مي شي.

جوابي نداد . سر حال بود .« مهتاب ، چه قشنگي !» ماه اون بالا بود . صورتش گرد و سفيد . قرصي كه خورده بود هم همين طور . قول داده بود كه از هميشه خوش ترباشه . مهتاب قشنگ بود . تاب كه بالا مي رفت ، دستش رو دراز مي كرد طرف ماه . « هميشه برام بخند، مهتاب !» اتوبان رو براي اون دو تا خلوت كرده بودن . عروس و داماد با هم مي رفتن خونه. همه ماشين ها رو جا گذاشته بودن . مهتاب خنديد . تاب اوج مي گرفت و بعد پايين مي رفت . باد افتاد توي تور سفيدش . تندتر ، باز هم تندتر .« زندگي مال ما دو تاس». دستش رو دراز كرد به طرف ماه .«مهتاب ...» يه ماشين بزرگ وسط اتوبان بود . به ماه نگاه كرد . صداي ترمز گرفتن ماشين توي گوش هاش پيچيد ...

تاب كه ترمز نداشت . ماه چقدر نزديك بود! تور سفيدش خوني شد  . بايد صورت ماه رو پاك مي كرد . موهاش رو زد كنار . تمام صورتش خوني بود . مهتاب رو نگاه مي كرد . « هميشه با هم ، روز خوش و شب تار. » نوك انگشت هاش به ماه خورد. خون به صورت ماه پاشيده . تاب رو تندتر كرد . يكي به طرف تاب مي آد . شايد مي خوان ماه رو ازش بگيرن . دست هاش رو از هم باز كرد. تاب رفت عقب و اومد جلو . بالا.... پريد بالا . ماه رو محكم گرفت . با دو تا دست هاش . « مهتاب ، هيچ كس نمي تونه ما رو از هم جدا  كنه» خون مهتاب زمين رو گرم و خيس كرده بود. يك نفر از خانه دويد بيرون .

- دختره مهموني رو خراب كرد. براي چي آورديش اينجا؟

- خواستم يه خورده سر حال بياد . برگشتن توي ساختمان . صداي موزيك بلند تر شد . مهتاب ، ماه رو توي دست هاش داشت . تور سفيد روي سرش بود و به خانه بخت مي رفت...

 اكستازي (Ecstasy) چيست ؟ نام علمي اكستازي متيلن دي اكسي - ان - مت آمفتامين 1 است . اين تركيب روان افزا به طور مصنوعي ساخته مي شود . MDMA تركيب جديدي نيست . نخستين بار در سال 1912 يك شركت داروسازي آلماني به نام مرك (MERCK)  ، با هدف ساخت تركيباتي براي كنترل و مهار اشتها در افراد چاق ، اين ماده را توليد كرد . اما استفاده از آن تا اواخر دهه 1970 به تعويق افتاد . در اين زمان، روان شناسان و روان پزشكان MDMA را داروي مناسبي براي درمان اختلالات رواني و عاطفي معرفي كردند . اين محصول در دهه 1980 از انبار كارخانه ها خارج شد و مورد استفاده متقاضيان خياباني خود قرار گرفت . در سال 1985 ، دولت آمريكا مصرف اين تركيب را ممنوع اعلام كرد و مطالعات انجام شده د رمورد حيوانات آزمايشگاهي در سال 1986 ، آثار مخرب اكستازي را بر سيستم عصبي نشان داد . اكستازي خالص ، پودري سفيد متشكل از كريستال هاي ريز است . از اين پودر بوي كپك به مشام مي رسد . در صورت وجود ناخالصي ، اكستازي به رنگ هاي قرمز و قهوه اي نيز ديده مي شود . اين ماده به اشكال قرص ، كپسول ، پودر استنشاقي و بر چسب هاي پوستي موجود است . اكستازي را تزريق هم مي توان كرد . اما در اغلب موارد ، اشكال خوراكي آن مصرف مي شود . ميزان MDMA  در هر قرص از 9 تا 117 ميلي گرم متفاوت است . قرص هاي موجود در بازار حاوي مقدار اندكيMDMA و درصد زيادي ناخالصي هستند . كافئين ، افدرين (تحريك كننده) ، PMA (فعال كننده سيستم عصبي) ،  DXM ،MDA  (تركيبي كشنده) ، pcp و speed  از جمله مواد محركي هستند كه به عنوان ناخالصي به قرص هاي اكستازي افزوده مي شوند . 

 دكتر شهاب صالح پور ، متخصص بيماريهاي عفوني و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي ، استفاده از مواد مصنوعي محرك از خانواده آمفتامين همچون اكستازي را در جهان رو به گسترش مي داند و مي گويد : « بر اساس هشدار سازمان ملل متحد ، خريد و فروش و مصرف اين مواد را به دشواري مي توان كنترل كرد . زيرا قيمت آنها ارزان است و به آساني همه جا در دسترس هستند . اين نوع مواد شادي آور يا شادي افزا ، به دليل ايجاد احساس شعف موقت ، براي جوانان جذابيتي خاص پيدا كرده اند . در تايلند تركيبات مت آمفتامين به شكلات افزوده مي شود و به نام يا - با (ya-ba) ، كه در زبان تايلندي به معناي داروي جنون است ، به كودكان و نوجوانان فروخته مي شود . قرص هاي speed  را رانندگان تاكسي مي خورند و با سرعت 160 كيلومتر در ساعت در بزرگراه هاي تايلند تردد مي كنند . همچنين اين قرص در تايلند در كنار مشروبات الكلي براي مشتريان سرو مي شود . در اندونزي تركيبي مشابه به نام شابو (shabu)  به بازار عرضه شده كه ارزان قيمت است و معمولاً روسپيان و مشتريان آنها از آن استفاده مي كنند . مردم محلي به آن برادر فقير كوكائين مي گويند . افراد طبقه متوسط به جاي آن اكستازي مصرف مي كنند كه گران تر است . بررسي هاي به عمل آمده در انگلستان نشان مي دهد كه يك ميليون نفر اكستازي مصرف مي كنند . به اين دارو در انگلستان داروي عشق گفته مي شود ».

به اين ترتيب ، دارويي كه در سال هاي پس از جنگ جهاني اول براي درمان افسردگي سربازان آمريكايي و آلماني به كار مي رفت ، در دهه هاي بعد ، به عنوان يك ماده شادي آور رواج يافت.

آثار مصرف اكستازي

حميد -ع هيجده سال دارد . وي دانش آموز دوره پيش دانشگاهي است . حميد را در بخش اعصاب و روان يكي از بيمارستان هاي تهران بستري كرده اند . وي كه در حدود يك ماه پيش به قصد خودكشي رگ دست خود را از ناحيه مچ بريده است ، در پاسخ به اين سؤال كه چرا اكستازي مصرف مي كند ، مي گويد :«شادي اش را نمي شود وصف كرد».

دكتر آذردخت مفيدي ، روان پزشك و روانكاو سازمان پزشكي قانوني كشور ، آثار مصرف اكستازي را بر روان اين گونه تشريح مي كند :‌   « روان به سه جزء خودآگاه ، پيش آگاه و ناخود آگاه تقسيم مي شود . در سطح خودآگاه ، انگيزه ها ، رفتارها و احساساتي مطرح هستند كه نسبت به آنها آگاهي داريم . تفكرات و احساسات موجود در سطح پيش آگاه با تمركز قابل دسترسي اند و نسبت به سطح ناخودآگاه آگاهي نداريم . اكستازي به معناي جذبه است . جذبه حالتي در روان است كه در آن سطح خودآگاه موقتاً محو مي شود و فرد در مقابل سطح پيش آگاه و ناخودآگاه خود قرار مي گيرد . احساسات ، تفكرات و اعمال ما را سطح خودآگاه كنترل مي كند . با از بين رفتن كنترل خودآگاه ، افكار و تعارضات ناخودآگاه بروز مي كنند . براي مثال ، فردي را در نظر بگيريد كه از اجتماع وحشت دارد اين فرد در شرايط معمولي ارتباط صميمانه اي با اطرافيان برقرار نمي كند . اما به دنبال مصرف اين دارو ، ترس خودآگاه وي از اجتماع محو مي شود و تمايل فرد به برقراري ارتباطات اجتماعي افزايش مي يابد . همچنين در شرايط طبيعي ، مواجه شدن ما با عوامل استرس زا موجب ترشح  هورمون هاي خاصي مي شود كه بدن را در وضعيت فرار و گريز قرار مي دهد . مصرف اكستازي  نيز چنين وضعيتي را در بدن ايجاد مي كند . تمام مكانيسم هاي دفاعي بدن به كار مي افتد و انرژي فرد زياد مي شود . مهم ترين اثر اين دارو امنيت بخشي رواني است . به طور كلي ، انگيزه انسان براي هر عملي از سه عامل منشاء‌مي گيرد : عشق ، ترس و گناه . اين نوع داروهاي روان گردان احساس ترس و گناه را در روان به حداقل مي رسانند . در نتيجه، اعتماد به نفس فرد افزايش مي يابد و تمايل طبيعي او براي برقراري ارتباط صميمانه فيزيكي و عاطفي زنده مي شود . هر فرد با رشد مكانسيم هاي رواني خود احساس امنيت مي كند و با محيط پيرامونش سازگار مي شود . اگر فردي احساس امنيت را با مصرف دارو يا ماده خاصي به روان خود القا كند ، در دراز مدت توانايي اش براي خلق چنين شرايطي به حداقل مي رسد . يعني اكستازي يك شخصيت كاذب ايجاد مي كند و به دنبال قطع دارو ، فرد به وضعيت رواني نابسامان اوليه باز مي گردد. »

دكتر فربد فدايي ، روان پزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه ، در مورد آثار مصرف اكستازي مي گويد : « اين دارو باعث ايجاد احساس سرخوشي و قدرت مي شود . توجه و تمركز فرد نيز به دنبال مصرف اكستازي افزايش مي يابد .»

 اثر MDMA ، 20 تا 40 دقيقه پس از خوردن قرص اكستازي ظاهر مي شود . احساس خشنودي ، نشاط ، صميميت و نزديكي به افراد به شكل افراطي در فرد به وجود مي آيد . اين آثار 60 تا 90 دقيقه پس از مصرف اكستازي به حداكثر خود مي رسند و 3 تا 4 ساعت پس از مصرف از بين مي روند و خستگي ، اضطراب و افسردگي جانشين آنها ميشود .

دكتر مهديس كامكار ، روان پزشك ، به اختلالات دركي ناشي از مصرف اكستازي اشاره مي كند : « درك هر پنج حس در فرد مختل مي شود ، يعني فرد بدون وجود محرك خارجي ، حسي را درك مي كند . در حالت طبيعي ، براي درك هر حس ، قسمتي از قشر مخ فعال مي شود . به دنبال ايجاد اختلال در سيستم اعصاب مركزي ، مناطق مختلف قشر مخ بدون وجود محرك واقعي فعال مي شوند. شايع ترين توهم در اين ميان مربوط به حس بويايي است . يا اين كه فرد صدايي را مي بيند و مي شنود . اصطلاح جيغ بنفش را براي فهم بهتر اين وضعيت مثال مي زنم. يعني هم صداي جيغ را مي شوند و هم آن را به رنگ بنفش مي بيند . همچنين ، درك هر حس زياد مي شود. براي مثال، فرد صداي شخصي را كه در نزديكي او نشسته است ازفواصل دور دست مي شنود، يا ماه را لمس مي كند . اين وضعيت بسيار وحشتناك و رعب آور است و فرد دچار روان پريشي مي شود. به دنبال مصرف اكستازي، شعور، آگاهي و روان فرد مختل مي شود. او نمي داند كه كجاست ، كيست و متعلق به چه زماني است . همچنين ،  اين ماده آستانه تحريك پذيري رواني را پايين مي آورد» .

 دكتر ساحل همتي گركاني ، روان پزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي ، مي گويد : «اكستازي بر قدرت سنجش واقعيت اثر مي گذارد و فرد را مستعد جنون مي كند. اين افراد بخصوص نسبت به حركات غير كلامي اطرافيان حساس مي شوند. مثلاً فكر مي كنند كه سايرين مشغول بدگويي از آنان هستند . مشكل ديگري كه در مصرف كنندگان ، اكستازي ظاهر مي شود «سندرم پس از توهم » 2 است . متأسفانه در نيمي از مصرف كنندگان ، اين سندروم بروز مي كند. به اين ترتيب كه شخص ، پس از محو آثار اكستازي ، تجربيات زمان سرخوشي را درك مي كند . اين وضعيت ناخواسته ، موجب افزايش ميل به خودكشي در اين گروه مي شود».

افزايش قواي فكري ، افزايش احساس رضايت از وضع موجود، افزايش انرژي بدن، احساس راحتي و آرامش ،احساس نزديكي و تعلق به ديگران ، احساس عشق و يكدلي و بخشش و عفو ، تقويت حس قدرداني ، احساس عطش ، كاهش تمايل به خوردن ، اصرار به در آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران، افزايش سرعت عمل، حركات غير ارادي چشم، غير ارادي بودن احساسات ، پرچانگي و حركت دادن زبان و فك ، دندان قروچه يا ساييدن دندان ها به هم ، گرفتگي عضلات، افزايش ضربان قلب ، پرفشاري خون، بيقراري ، اضطراب ، نگراني ،لرزش اندام ها ، افزايش دماي بدن يا كاهش آن ، از دست رفتن آب بدن، سردرد ،سرگيجه و از بين رفتن تعادل از ديگر علائم مصرف داروي روان افزاي اكستازي هستند . به دنبال افزايش فعاليت سيستم عصبي خودكار و پرفشاري خون ، فرد مستعد ابتلا به حملات قلبي و مغزي مي شود. به علاوه گاه كاهش حجم آب بدن آن قدر زياد است كه منجر به مرگ فرد در نتيجه كاهش حجم خون مي شود. اكستازي هيپوتالاموس يعني مركز تنظيم حرارت بدن را نيز تحت تاثير خود قرار مي دهد . در نتيجه دماي بدن مصرف كننده به شكل غير قابل مهار ي بالا يا پايين مي رود .

تخريب روان و جسم

اكستازي اثرهاي متعددي بر مغز مي گذارد . اين ماده يك واسطه عصبي - شيميايي به تام سروتونين را آزاد و همچنين از باز جذب سروتونين جلوگيري مي كند . واسطه عصبي - شيميايي ديگري كه ميزان ترشح آن تحت تاثير اكستازي قرار مي گيرد ، دوپامين است MDMA مقدار دوپامين مغز را كاهش مي دهد.تحقيقات اخير نشان مي دهد كه MDMA آثار مخربي بر مغز دارد، دكتر جورج ريكورته (George Ricaurte) ، استاد عصب شناسي دانشكده پزشكي دانشگاه جان هاپكينز امريكا، تصاوير كامپيوتري به دست آمده از مغز افرادي را كه اكستازي مصرف مي كنند مطالعه كرده است . كساني كه در طول 5 سال به طور متوسط 200 مرتبه قرص اكستازي مصرف كرده اند ، هر چند از نظر رفتاري كاملاً طبيعي اند ، درجاتي از تخريب مغزي را نشان مي دهند . همچنين ارتباط معناداري ميان دفعات مصرف اكستازي و ميزان تخريب مغزي به دست آمد . دكتر ريكورته دريافت كه اكستازي در مصرف كنندگان دائمي خود 20 تا 60 درصد از سلول هاي سازنده سروتونين را از بين مي برد . تخريب اين سلول ها قدرت يادآوري و يادگيري فرد را كاهش مي دهد .

 دكتر حميد مرتضوي ، روان پزشك و متخصص ترك اعتياد، مي گويد: «مصرف طولاني مدت اين دارو علائم روحي و رواني مشابه بيماران اسكيزوفرن ايجاد مي كند».

آرميتا ف .دوبار در هفته به بخش دياليز يكي از بيمارستان هاي تهران مي آيد و چهار ساعت طاقت فرسا روي تخت دياليز مي خوابد . به لوله هاي قطور دستگاه نگاه مي كنم . خون از طريق يك لوله به داخل دستگاه مي رود و با لوله ديگري به بدن آرميتا منتقل       ميشود. چشمان جوان و غمگينش را به من مي دوزد: «هرچه مي خواهي بگو. جنس خوب و رفيق ناباب ... قرص اكس اين بلا را سرم آورده».

زوال حافظه كوتاه مدت، تخريب سلول هاي قشر مخ ، نارسايي  كبد و كليه ها ، كاهش شديد وزن و ضايعات پوستي از جمله ديگر عوارض مصرف اكستازي است كه به تاييد سازمان بهداشت جهاني رسيده است . به اعتقاد يكي از محققان برجسته امريكايي ، قدرت تخريب اكستازي چنان است كه حتي با يك بار مصرف آن، احتمال از دست دادن 60 درصد از حافظه وجود دارد .

طيف آثار مخرب اين تركيب شگفت آور است . اكستازي بر ساختمان ماده وراثتي موجود زنده (DNA) نيز اثر مي گذارد و نقايص ژنتيكي ايجاد مي كند .

نام بهارم ق. در فهرست دريافت پيوند كبد قرار دارد . او 16 ساله است و تنها يك بار نصف قرص اكس خورده است . سموم موجود در اين قرص كبد بهرام را از كار انداخته است . حالا او منتظر است تا بخشي از كبد برادرش را با يك عمل پيوند دريافت كند.  

      آيا اكستازي اعتياد آور است ؟

 دكتر محسن وزيريان ، رئيس اداره پيشگيري و درمان سوء‌مصرف مواد وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي ، مي گويد : «مصرف اين نوع داروها مانند ساير مواد مخدر با لذت همراه است و فرد را تحريك  به مصرف دوباره مي كند . مشابه آنچه در مورد بقيه مواد مخدر صادق است ، پس از يكي دوبار مصرف دارو، دوز بالاتري لازم است تا فرد ارضا شود.»

اكستازي اعتياد جسماني ايجاد نمي كند . دكتر آذردخت مفيدي توضيح مي دهد: «اعتياد به دو شكل جسماني و رواني مطرح مي شود . مصرف اين دارو اعتياد جسماني ايجاد نمي كند ، ولي وابستگي رواني فرد را به دنبال خواهد داشت . اكستازي باعث پاداش به من (ego) فرد مي شود . بنابراين روان را به واسطه افزايش احساس رضايت از خود و احساس امنيت تقويت مي كند». گروهي از افراد به طور ژنتيكي داراي استعداد گرايش به اكستازي هستند . اين افراد كساني هستند كه مراكز پاداش در مغز آنها ضعيف عمل مي كند. در نتيجه اين نقصان ، آنان نياز به يك عامل خارجي دارند تا احساس رضايتمندي را ايجاد كند. چنين شرايطي منجر به اعتياد فرد به يك محرك كاذب مي شود . دكتر فربد فدايي مي گويد : «هر چند كه اين دارو اعتياد جسماني ايجاد نمي كند ، يك بار مصرف آن تا 80 درصد احتمال استفاده مجدد را افزايش مي دهد».

مسموميت با اكستازي

آنچه به دنبال مسموميت با اكستازي اتفاق مي افتد كما و مرگ است . فرد به شدت عرق مي كند و حجم زيادي از آب بدنش را از دست مي دهد . مردمك چشم گشاد مي شود . تب بالا مي رود و فرد گرما زده مي شود . قلب به شدت مي تپد . فشار خون بالا مي رود و هر لحظه احتمال خونريزي مغزي يا حملات قلبي وجود دارد . هنوز پادزهر موثري براي درمان مسموميت ناشي از مصرف اكستازي شناخته نشده است . در مورد اين قبيل افراد، پزشكان به اقدامات حمايتي مانند پايين آوردن فشا رخون ، جبران آب از دست رفته و كنترل درجه حرارت بدن اكتفا مي كنند.

اكس پارتي

 ميهماني هاي ريو (Rave) در دهه هشتاد ميلادي بحران جديدي در اروپا و امريكا به وجود آوردند. اكستازي به طور غير قابل مهاري در ميان جوانان نفوذ كرده بود و روز به روز بر تعداد مصرف كنندگان آن افزوده مي شد . كساني كه به اين قبيل ميهماني ها مي رفتند هماهنگ و عجيب بودند. يكسان لباس مي پوشيدند تا خود را به صورت يك گروه در آورند . بزرگترين گروه اكس بازها فرقه لاين پت (Lion Path) بود. اعضاي اين فرقه گمان مي كردند كه با خوردن قرص هاي اكستازي به روشنايي مي رسند . اما اصطلاح اكس پارتي مربوط به مجالسي است كه معمولاً از ابتداي شب تا بامداد روز بعد به طول مي انجامند . اين مهماني ها با رقص هاي تند و متمادي در حين پخش موسيقي مخصوص مانند ريو، هاووس و ترنس همراه اند . در اين ميهماني ها، قرص هاي اكستازي در ظرف هايي دست به دست مي گردد. از آنجا كه پس از مصرف اكستازي بايد مقدار زيادي آب به بدن رساند، اصطلاح «آب خوردن» براي مصرف زير زميني قرص اكس به كار مي رود . در برخي از اين ميهماني ها ، به منظور جذب مصرف كنندگان ، قرص ها را به صورت رايگان عرضه مي كنند. دكتر آذردخت مفيدي علت تمايل مصرف كنندگان اكستازي به استفاده گروهي از آن را چنين توجيه مي كند: «اين تمايل به مصرف گروهي در مورد تمام مواد مخدر وجود دارد . اما در مورد اكستازي يك از دلايل مطرح ، نياز به وجود يك فرد حمايت كننده است . مصرف انفرادي اين دارو در تنهايي خطر آفرين است . از سوي ديگر ، احساس سرخوشي دسته جمعي براي هر كدام از مصرف كنندگان حكم تاييد را دارد و فرد متقاعد مي شود كه كار درستي انجام مي دهد  . دليل ديگر ، نياز مصرف كنندگان به برقراري ارتباطات صمميانه اجتماعي است . آنها همديگر را در آغوش مي گيرند و از بودن در كنار هم لذت مي برند .» دكتر فربد فدايي مي گويد: «معتادان به دليل مشكلات شخصيتي هميشه به دنبال يافتن هويت گروهي هستند . آنان جايگاه فردي خود را نيافته اند و مي خواهند در يك گروه هويتي بيابند».اكس پارتي ها تاريك هستند . تنها صداي موسيقي مي آيد و بوي عرق تن هايي كه به شدت تكان مي خورند . اكستازي باعث گشادي مردمك چشم مي شود و مردمك گشاد شده چشم را در برابر نور حساس و آسيب پذير مي كند.

اكستازي و ممنوعيت جهاني

مجلس انگلستان، پيش از رسيدن قرص هاي اكستازي از امريكا به اين كشور ، مجازات سنگيني را براي توليد ، توزيع و مصرف اين قرص ها وضع كرد. اما نتيجه كاملاً برخلاف انتظار بود . جوانان انگليسي بسيار بيشتر از امريكايي ها به اكستازي روي آوردند. زندگي برخي از جوانان انگليسي آن چنان به اكس وابسته شد كه بار سفر بستند و خود را به امريكا رساندند . در دهه 1990، در گوشه و كنار خيابان هاي امريكا جواناني ژنده پوش به چشم مي خوردند كه كشورشان را براي راحت تر مصرف كردن قرصهاي اكس ترك كرده بودند . اما قرص هاي اكستازي ، با همان سرعتي كه جاي خود را در ميان جوانان امريكايي و اروپايي باز كردند، از  رواج افتادند . در قانون كيفري امريكا جرم كسي كه اين قرص ها را به دوستانش مي دهد از جزاي فروشندگان قرص ها بيشتر است . در اين كشور سالانه 4/3 ميليون نفر دست كم يك بار ا زاكستازي استفاده مي كنند .

ماده اي اعتياد آور براي جوانان مرفه ايران

دكتر محسن وزيريان در مورد آمار مصرف كنندگان اكستازي در ايران مي گويد : «طبق آماري  كه در سال 1380 از يك تحقيق به دست آمده است ، بيش از 40 هزار نفر در ايران اين دارو را تجربه كرده اند. بخش عمده اي از مصرف كنندگان اكستازي را دانش آموزان و نوجوانان تشكيل مي دهند . البته اين نمونه ها را نمي توان به كل جامعه تعميم داد. موضوع پر اهميت ديگر ، الگوي مصرف داروهاي نشاط آور است . اگر در مصرف مواد مخدري  مانند هرويين ، به ازاي هر 10 مصرف كننده مرد ، يك مصرف كننده زن وجود دارد، در مورد اكستازي اين نسبت2 به 1 است .»

دكتر حميد مرتضوي مشخصات اغلب مصرف كنندگان اكس را چنين توصيف مي كند : «مرد يا زني جوان، تحصيلكرده يا دانشجو ، داراي وضعيت اقتصادي خوب كه در خانواده اي از هم پاشيده رشد كرده يا تنها زندگي مي كند.»

قرص هاي موجود در بازار ايران عناوين مختلفي دارند: دلفين،لنگر، صليب سرخ ، رنو ، سان شاين ، سوپر من، هوندا ، اپل ، امگا ، پليكان ، لاو، مرسدس و غيره . اين قرص ها با قيمت هر عدد 6 تا 12 هزار تومان به فروش  مي رسند.

از حميد .ع دليل تفاوت قيمت ها را مي پرسم . پاسخ مي دهد: «من هميشه يكي از دو نوع دلفين و صليب سرخ را مصرف مي كنم . دلفين ارزان تر است . زودتر هم بي اثر مي شود . صليب سرخ قوي تر است . هر قرص آن را به قيمت 12 هزار تومان مي فروشند.» او در پاسخ به اين سؤال كه چگونه قر صهاي اكستازي را تهيه مي كند مي گويد : «به صورت باز يا بسته بندي شده برايم مي آورند . جواني مرتب و آدم حسابي آنها را جلو در خانه تحويل مي دهد.»

 اكستاي در ايران ، با ايجاد برخي تغييرات در ماده اصلي آمفتامين ، در آزمايشگاههاي غير مجاز به دست مي آيد . توليد اكستازي فعاليتي غير قانوني است كه، به دليل سودآوري آن ، تعداد زيادي از افراد فرصت طلب به آن مشغول اند.

اكستازي : زنان برابر مردان

در مقايسه با ساير مواد اعتياد آور، تمايل زنان به استفاده از اكستازي به مراتب بيشتر است . دكتر آذردخت مفيدي اين الگو را بخشي از بحران زن مدرن در ايران مي خواند و مي گويد : « گاهي زن مدرن ، قدرت را در طرد زنانگي خود مي داند . بنابراين به سمت دنيايي مردانه كشيده مي شود .»

دكتر حميد مرتضوي اضافه مي كند : «زنان تمايل بيشتري به استفاده از اكستازي دارند . زيرا حالت نشئه و خمودگي اي كه به دنبال اعتياد به ساير مواد مخدر ايجاد مي شود، در مصرف اين دارو مشهود نيست . به علاوه ، استفاده از آن راحت و سريع است و نيازي به سرنگ تزريقي و آتش ندارد . همچنين ، قرص هاي كوچك اكس به راحتي حمل مي شوند و مخفي كردن آنها آسان تر است ».

دكتر ساحل همتي گركاني مي گويد : « به طور كلي ، افسردگي و اختلالات اضطرابي در ميان زنان شيوع بيشتري دارد. از طرف ديگر ، آنان به درمان هاي بي سر و صدا علاقه مندند. بنابراين ، براي رفع حالات نامناسب رواني خود ، مصرف قرص هاي كوچك اكس را ترجيح  مي دهند.»

هشدار مرگ

ا سال 1997 تا آوريل 2002  ،202  مورد مرگ بر اثر مصرف اكستازي در انگلستان و ولز گزارش شده است . 85 درصد اين افراد ، علاوه بر اكستازي ، ماده ديگري مانند الكل نيز مصرف كرده بودند . استفاده از اين قرص ها همراه با ماري جوانا رايج است . اما نوشيدن مشروبات الكلي در كنار مصرف اكستازي فرد را دچار كم آبي كشنده اي خواهد كرد . از سوي ديگر ، آمار بروز رفتارهاي پر خطر در مصرف كنندگان اكستازي هشدار دهنده است . مصرف اين دارو، با ايجاد بي پروايي ، رفتارهاي جنسي محافظت نشده و مكرر به دنبال خواهد داشت . در نتيجه ارتباط نزديكي ميان مصرف اكستازي و ابتلا به ايدز يافت شده است . همچنين بيماري هاي مقاربتي در مصرف كنندگان اكستازي شيوع بيشتر دارد . جوانان بخش اعظم جمعيت كشور ما را تشكيل مي دهند. اشتياق نسل جوان براي درك تجربيات جديد و نياز آنان به شادي و هيجان ، جوانان را نسبت به اين گونه مواد بسيار آسيب پذير كرده است . تقويت نظام هاي پاداش دهنده اجتماعي ، فراهم ساختن زمينه هاي اقتصادي دسترسي جوانان به شادي و تفريحات سالم، و نيز ايجاد بستري مناسب براي پرورش استعداد هاي بالقوه آنان در كنار آگاه سازي ، گام هاي مؤثري در جهت پيشگيري از گرايش به داروهاي مخرب شادي افزا هستند .

ماه رو زمينه.صداي جاز مياد. چاله خون ، مهتاب رو تو خودش نگه داشته .ماه تنهاس . يه قرص سفيده  مي خورندش و مي رقصن . مهتاب كارش تمومه.  

شيرين ميرزا زاده   zanan.co.ir

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 3:37  توسط هيئت مديره  | 

مؤسسه

پيشگيري از اعتياد

عرفان (غير دولتي)

شماره ثبت 10

1382

در گفتگو با دكتر امان قرايي مقدم، استاد دانشگاه و پژوهشگر آسيب‌هاي اجتماعي

 

اشاره:            

                اعتياد از جمله موضوعات مهم در حوزه آسيب‌شناسي اجتماعي است و جامعه‌شناسان به اين پديده همواره نظر داشته‌اند. دكتر قرايي‌مقدم از پژوهشگران آسيب‌هاي اجتماعي،‌ در موضوعاتي چون اعتياد و مصرف مواد مخدر، دختران خياباني، فحشا وخودكشي و صاحب‌نظر بوده و به پژوهش‌هايي در اين زمينه دست زده است. برخي از ديدگاههاي وي را ذيلاً مرور مي‌كنيم.

 

1.      علل اعتياد:

كنجكاوي، لذت‌جويي، مشكلات رواني، عوامل خانوادگي، فقر و يا رفاه اقتصادي، در دسترس بودن مواد از نظراجتماعي از جمله عوامل مؤثر اعتياد به شمار مي‌روند. از ديگر عوامل مؤثر در معتاد شدن افراد، اختلاف طبقاتي، رشد بي‌تناسب صنعت، مهاجرت‌هاي بي‌رويه، رسانه‌هاي گروهي، سن، جنس، وضع جسمي، زياده‌روي در روابط جنسي و مي‌باشند. بررسي‌هاي ما در مورد اعتياد نشان داد شغل افراد رابطه مستقيمي با مصرف مواد مخدر دارد. 16 درصد از پيشه‌وران، 15 درصد از بيكاران، 2 درصد از كشاورزان و 15 درصد از افراد با شغل آزاد به مسئله اعتياد گرفتار هستند؛ همچنين يك درصد ارتشي، 19 درصد كارگران، 32 درصد با تحصيلات ابتدايي و 32 درصد متوسطه، يازده درصد ديپلم و 4 درصد بالاي ديپلم از مواد مخدر استفاده مي‌كنند.

اعتياد شامل دو منطقه پر شيوع و كم شيوع است. شهرهاي سيستان و بلوچستان، خراسان، فارس و هرمزگان از مناطق پر شيوع و شهرهاي آذربايجان جزء مناطق كم شيوع به حساب مي‌آيند.

 

2.      اعتياد (شهر يا روستا):

به طور كلي گرايش افراد به اعتياد در شهرها بيشتر از روستاهاست و علت آن، مهاجرت افراد روستايي به شهرهاست. روستاييان به شهرهاي بزرگ مهاجرت مي‌كنند و در آنجا به اعتياد و مواد مخدر گرايش پيدا مي‌كنند. ولي بيشتر قاچاقچيان شهرنشين هستند. بنابراين اغلب معتادان شهري را افراد مهاجر و قاچاقچيان را افراد بي‌سواد و شهرنشين تشكيل مي‌دهند. هر جا مهاجرت زياد باشد آسيب‌هاي اجتماعي نيز افزايش مي‌يابد.

 

3.      رابطه اعتياد و جنسيت:

نتيجه تحقيقاتي كه در شهر گرگان انجام شد (1381) نشان داد 33 درصد از كل معتادان شامل زناني است كه از مواد مخدر استفاده مي‌كنند و بيشتر آنان داراي همسر و فرزند هستند. اين افراد به غير از استفاده از مواد مخدر به راه‌هاي خلاف ديگر كشيده مي‌شوند. همسران اين زنان به علت فقر، بيكاري و اعتياد آنان را به كارهاي خلاف مجبور مي‌كنند. اين زنان به هيچ عنوان باكي از طلاق ندارند چرا كه همسرانشان آنان را به كارهاي خلاف مي‌كشانند. تحقيقاتي كه بر روي سن زنان معتاد صورت گرفته است، نشان مي‌دهد زناني كه از مواد مخدر استفاده مي‌كنند در گروه سني 20 تا 40 سال قرار دارند.

به طور كلي مردها بيشتر از زنان به اعتياد گرايش دارند. گرچه تعداد مردهايي كه از مواد مخدر استفاده مي‌كنند بيشتر از زنان است ولي تعداد زناني كه از داروهاي آرام‌بخش استفاده مي‌كنند بيشتر از مردان است.

 

4.      ازدواج و اعتياد:

بيشتر پسراني كه معتاد هستند سعي مي‌كنند به عناوين مختلف اعتياد خود را پنهان كنند. دختراني كه با اين افراد ازدواج مي‌كنند زماني كه متوجه اعتياد همسران خود مي‌شوند در ابتدا سعي مي‌كنند با چنين مسئله‌اي مبارزه كنند. در مقابل مرد سعي مي‌كند همسر خود را وارد چنين منجلابي كند تا او هم به معضل اعتياد گرفتار شود. بيشتر زنان معتاد گفته‌اند همسرانشان آنان را به اين راه كشانده‌اند و به اين علت به زندان افتاده‌اند.

 


5.      قاچاق مواد مخدر و زنان:

در قاچاق مواد مخدر هم از مرد و هم از زن استفاده مي‌شود. مردان به نسبت بيشتر از زنان در حمل مواد مخدر و قاچاق باندهاي بزرگ دست دارند ولي در پخش جزئي مواد مخدر بيشتر زنان مورد استفاده قرار مي‌گيرند. سن زنان قاچاقچي در حمل مواد مخدر بسيار مهم است. سن آنان بيشتر ميان 20 تا 30 سال است. در سن بالاي 40 سال تعداد اين افراد بسيار كم است. زيرا زنان مسن نمي‌توانند به راحتي مواد مخدر را حمل و رد و بدل كنند. به همين دليل از زنان جوان استفاده مي‌كنند تا كمتر گرفتار شوند. بنابراين سن زناني كه قاچاق مواد مخدر را انجام مي‌دهند بسيار كمتر از زناني است كه از مواد مخدر استفاده مي‌كنند.

بررسيهايي كه در مورد قاچاقچيان مواد مخدر به عمل آمده است نشان مي‌دهد كه قاچاقچيان در ماه‌هاي خرداد، تير، دي و بهمن بيشتر گرفتار مي‌شوند و در اسفند و فروردين تعداد آنان كمتر مي‌شود.

 

6.      جوانان، مواد مخدر سيگار:

بررسي‌هاي انجام شده بر روي افراد سيگاري اين طور كلي نشان مي‌دهد كه اولين تجربه سيگاري شدن در افراد از سن 10 تا 13 سالگي است. دلايلي وجود دارد كه باعث مي‌شود نوجوانان و جوانان بيشتر به طرف سيگار كشيده شوند. اين دلايل شامل مهماني‌هاي شبانه، ميزان پول توجيبي، شغل‌هاي نيمه وقت، رفتن بيش از حد به مهماني‌هاي دوستانه و شبانه و فرار از مدرسه است. در سال 1976 ميلادي در شهر نيوجرسي آمريكا محققان تحقيقي را بر روي دانش‌آموزان مقطع دوم دبيرستان و دانشجويان رشته پزشكي انجام دادند كه اين تحقيق نشان داد ارضاء حس كنجكاوي، احساس لذت، تمركز پيدا كردن در هنگام مطالعه از عوامل مؤثر در سيگار كشيدن دانش‌آموزان است.

تحقيق ديگري در سالامانكا صورت گرفت كه نشان داد از نظر سني پسرها زودتر از دخترها شروع به كشيدن سيگار مي‌كنند. محققان سالامانكا علت شروع به سيگار كشيدن دانش‌آموزان را 91 درصد دوستان، 54 درصد كنجكاوي و 29 درصد مصرف سيگار در خانواده اعلام كردند. اين تحقيق نشان داد اگر فردي قبل از دوران فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان سيگار نكشد، شانس سيگاري شدن در او بسيارر كاهش پيدا مي‌كند. در كشور ما تحقيقي كه در شهر اصفهان به عمل آمد، نشان داد كه بيشترين درصد سيگاري بودن در ميان دانش‌آموزان رشته فرهنگ و ادب است و كمترين درصد را دانش‌آموزان رشته رياضي تشكيل مي‌دهند. تحقيقاتي كه بر روي نوجوانان و جوانان سيگاري انجام شده نشان مي‌دهد كه اولين تجربه سيگاري شدن در افراد از سن 10 تا 13 سالگي است و خانواده و والدين يكي از عوامل مؤثر در سيگاري شدن فرزندان مي‌باشند؛ نگرش آنان به سيگاري شدن فرزندان بسيار مؤثر است. بنابراين از جمله عامل مؤثر در سيگاري شدن دانش‌آموزان را مي‌توان ميزان پول توجيبي، عدم آگاهي از مضرات سيگار، باورهاي غلط نسبت به اثرات آن و بي‌توجهي والدين دانست. ديگر عوامل موجود، سن، جنس، ميزان تحصيلات والدين و دانش‌آموزان، جدايي و فوت والدين، در دسترس بودن سيگار، استرس و بيماري مزمن دانش‌آموز است.

 

7.      اعتياد و بزهكاري:

پژوهش‌هاي صورت گرفته در اين زمينه نشان مي‌دهد كه بشترين گرايش افراد معتاد به سوي دزدي است. اگر آنان نتوانند از طريق دزدي خرج خود را تهيه كنند به هر كار ديگري اقدام مي‌كنند. اما سعي مي كنند دست به خلاف‌هايي بزنند كه كمترين خطر را داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مؤسسه پيشگيري از اعتياد عرفان (غير دولتي)، بوكان، صندوق پستي 448

www.erfan10.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 5:30  توسط هيئت مديره  | 

مجوز فعاليت موسسه
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 8:53  توسط هيئت مديره  | 

 

دكتر جعفر سخاوت
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي

مقدمه
موادمخدر داراي يك واقعيت فيزيكي با مشخصات معين و اثرات عيني قابل اندازه‌گيري است. اما اثرات آن با مفهوم ذهني مشاهده‌گر ممكن است منطبق باشد يا نباشد. يكي از تعاريف مورد قبول علوم اجتماعي در مورد موادمخدر اين است كه بر وضعيت رواني انسان يعني بر كاركرد مغز، روحيه، عواطف، احساسات، ادراكات و فرآيندهاي تفكر به شيوه‌هاي مختلف اثر مي‌گذارد 2001:19 Kupper&Kupper يك نوع ماده مخدر را افراد مختلف به دلايل گوناگون و براي رسيدن به اهداف مختلف مصرف مي‌كنند، حتي فرد معين ممكن است يك ماده مخدر را در زمان‌هاي مختلف به دلايل گوناگون مصرف كند. نكته قابل توجه در اين مقاله اين است كه تنها اثرات واقعي موادمخدر، تعيين كننده اثرات آن روي مصرف كننده نيست. انگيزه فرد براي مصرف، محيط اجتماعي حاكم بر مصرف مواد، هنجارهاي اجتماعي حاكم بر مواد و شيوه مصرف، همگي بر چگونگي تاثير اين مواد موثر هستند. آنچه در اين مقاله بدان مي‌پردازيم، انگيزه‌‌هاي اجتماعي پنهان در پس مصرف موادمخدر است كه مربيان و مسوولان كمتر به آن مي‌پردازند. آنچه امروز در جامعه ايران مورد توجه قرار گرفته است، تاكيد بر راه‌هاي درماني است تا شناخت انگيزه‌هايي كه در واقع سوق دهنده فرد به سمت اعتياد است و از عوامل مهم پيشگيري از اعتياد محسوب مي‌شود.
اعتياد به موادمخدر، پديده‌اي چند بعدي است
عوامل فرهنگي - اجتماعي از جمله عوامل موثر در گسترش اين پديده است. اثر خرده فرهنگ، در پايين يا بالا بودن نرخ مصرف كنندگان موادمخدر، مورد مطالعه مردم‌شناسان فرهنگي است. مصرف موادمخدر در ميان زنان، مردان، اقوام و نژادهاي مختلف در سنين مختلف عمر و بر حسب پايگاه اجتماعي افراد متغير است (1999:239 D.L.Thombs , ). متاسفانه اثر عوامل اجتماعي چندان مورد توجه مراكز درماني قرار نگرفته است. اكثر درمانگران بر اين باورند كه آمادگي‌هاي بيولوژيكي افراد، آنها را به مصرف طولاني و مداوم سوق مي‌دهد. اين مواد براي كساني كه آمادگي بيولوژيك ندارند، اعتيادآور نخواهد بود. از نظر آنان نقش عوامل فرهنگي - اجتماعي جنبه فرعي دارد.
از ديدگاه جامعه‌شناختي، نقش خاستگاه اجتماعي و زمان خاصي كه فرد در آن قرار دارد، لازم است مورد توجه قرار گيرد. چگونگي دسترسي به مواد و هنجارهاي اجتماعي موافق يا مخالف با مواد در مكان‌ها و زمان‌هاي مختلف فرق مي‌كند.
اينكه چرا در ايران مصرف كوكايين پايين است و مصرف ترياك بيشتر است.1 به احتمال زياد به چگونگي دسترسي مردم به آن و هنجارهاي گروه‌هاي مختلف اجتماعي مربوط مي‌شود. به تدريج مصرف اين گونه مواد از شكل مرسوم فرهنگي خارج شده و مصرف كنندگان به دفعات بيش از اندازه در شرايط غير متعارف فرهنگي به مصرف آن پرداخته‌اند. دولت‌هاي ملي و محلي به تدريج با وضع قوانين، تملك و فروش مصرف مواد مذكور را خارج از چارچوب مقررات غيرقانوني اعلام كرده‌اند.
انگيزه مصرف مواد
وقوع هر عمل خلاف اجتماعي، مستلزم وجود انگيزه و قرار گرفتن در موقعيت مناسب است. انگيزه‌هاي رفتار در بيشتر مواقع حاصل هنجارهاي اجتماعي است ( در مواقع خاص به انگيزه‌هاي پنهان در ناخودآگاه بر مي‌گردد). هنجارهاي اجتماعي به دو شكل ديده مي‌شود. يك شكل آن رفتارهايي است كه در ميان اعضاي گروه خاص مورد قبول است و در موقعيت خاص، آن را سودمند مي‌دانند. شكل ديگر، آن هنجارهايي است كه حاصل انتظارات مشترك مردم جامعه است، يعني مردم رعايت آنها را مطلوب و عدم رعايت آنها را ناپسند مي‌شمرند. براي شناخت محرك‌هاي رفتار آدمي، توجه به هر دو دسته هنجارهاي گروهي لازم است.
موقعيت
منظور از موقعيت، فقدان هنجارهاي مخالف مصرف موادمخدر است. هنجارهاي مخالف از دو نوع‌اند:
1-
هنجارهاي رسمي مانند قانون، بخشنامه‌ها و آيين‌نامه‌ها و هنجارهاي غير رسمي اجتماعي. رفتار خلاف هنجار اجتماعي هنگامي اتفاق مي‌افتد كه انگيزه باشد و هنجارهاي گروهي، به خصوص هنجارهاي غيررسمي موافق آن باشد.
2-
هنجارهاي غيررسمي حاصل نظارت اجتماع محلي، خانواده و گروه‌هاي حرفه‌اي است كه اهميت آنها در اجتماعات شهري كاسته شده است. قدرت هنجارهاي رسمي مانند قانون نيز محدود است و به تنهايي نمي‌تواند رفتار را كنترل كند.
بنابراين رفتار خلاف هنگامي اتفاق مي‌افتد كه انگيزه باشد و از سوي اجتماع محلي يا خرده فرهنگ اجتماعي، نوعي حمايت از آن رفتار صورت گيرد. رفتار خلاف اگر انگيزه نباشد و يا اجتماع محلي يا خرده فرهنگ، مخالف آن باشد كمتر اتفاق مي‌افتد (536-583 , 1988 J.W.Aisworlh - Darwell& D.B. Downey , ).
محروميت نسبي
از ديدگاه جامعه‌شناسان معاصر ( مرتن، سي‌رايت ميلز، كوهن و سانزلند) انگيزه فرد براي رفتار، ريشه در خاستگاه اجتماعي افراد دارد و افراد زير فشار عوامل اجتماعي به بسياري از رفتارهاي خلاف اخلاق دسته مي‌زنند‌ در حالي كه غالبا از انگيزه‌هاي خود چندان آگاه نيستند. تحليل‌گران جامعه‌شناختي و روان‌شناسي اجتماعي آنها را كاوش مي‌كنند و رابطه ميان آنها و بسياري كج‌روي‌هاي اجتماعي را نشان مي‌دهند. يونگ ( Young ) رييس دپارتمان جرم‌شناسي دانشگاه ميدل سكس صحبت از احساس محروميت نسبي مي‌كند. او بسياري انحرافات اجتماعي را حاصل توزيع نابرابر منابع و درآمدها در سطح جامعه مي‌داند50- 27 , Young , J , 2001 . احساس محروميت نسبي در گذشته ميان قشرهاي پايين جامعه بوده، اما امروز اين احساس به داخل گروه‌هاي قومي، خانوادگي و همسايگي گسترش يافته است. ما امروز شاهد رفتار خشونت‌آميز در درون خانواده‌ها، همسايه‌ها و اجتماعات محلي هستيم كه در گذشته كمتر متوجه اعضاي درون گروه بوده است. امروز تشابه در محروميت در اقشار مياني و پايين جامعه به خصوص در ايران به هم ريخته است به طوري كه برخي اعضاي اين قشرها توانسته‌اند از راه‌هاي خاص و غالبا نابهنجار، خود را از فقر بيرون بكشند.
اعضاي اين گروه‌ها براي حفظ موقعيت خود به نحو بي‌رحمانه‌اي بر اعضاي گروه خود فشار مي‌آورند و خواهان اطلاعات و فرمانبري اعضاي گروه هستند. نابرابري موقعيت‌ها در درون‌گروه‌هاي اجتماعي، احساس محروميت در گروه را تشديد كرده است. انگيزه رفتارهاي نابهنجار و شكستن محر‌‌ّمات اجتماعي با افزايش محروميت نسبي روز به روز بيشتر شده است.
افزايش نيازها
آنچه احساس محروميت نسبي را شدت مي‌بخشد، افزايش نيازها زير فشار توليدات انبوه جامعه صنعتي است ( مانند اتومبيل، موبايل، وسايل برقي خانگي، لباس و غيره). تبليغات شبانه‌روزي از سوي رسانه‌هاي داخلي و بين‌المللي، نگرش و رفتار بينندگان را هدف قرار داده ‌است. تملك و مصرف اين گونه كالاها از جمله نشانه‌هاي ارزشمندي و مقام و منزلت شده است. فقدان آنها در زندگي بسياري از شهروندان و روستاييان احساس محروميت نسبي را تشديد كرده است. امروز فرهنگ جهاني و اقتصاد جهان وارد فرهنگ‌هاي محلي و بومي شده‌اند و آرزوهاي مردم را شكل مي‌دهند.
احساس ناايمني
از سوي ديگر، فقدان امنيت در حوزه‌هاي ديگر زندگي بر احساس محروميت نسبي مي‌افزايند و آن را تقويت مي‌كنند مانند احساس ناايمني شغلي، احساس ناايمني در زندگي خانوادگي، حتي احساس ناايمني در حوزه‌هاي قضايي و سياسي، همه در دنياي امروز احساس تنش و اضطراب را تشديد كرده‌اند(322 Parscns ,1975:295 - ).
آنچه در دنياي امروز توانسته است به اين‌گونه ناايمني‌ها و اضطراب‌هاي افراد پاسخ فوري دهد، استفاده از موادمخدر است كه هر روز ابعاد وسيع‌تري پيدا مي‌كند. در جهان امروز توفيق اقتصادي و كسب پايگاه اجتماعي ارزشمند براي اقشار مختلف اجتماعي، بسيار اهميت يافته، اما اقشار مذكور احساس مي‌كنند كه دنياي اجتماعي به دو گروه دارندگان پايگاه و مقام و فاقد آن تقسيم شده است و تلاش آنها براي رسيدن به ارزش‌هاي اجتماعي و كسب پايگاه اجتماعي نه تنها دشوار، بلكه براي اكثريت آنها غير ممكن است. احساس‌ها حاصل از اين وضعيت اجتماعي، احساس بي‌ارزشي است. اين وضعيت آنها را از همنوايي با ارزش‌هاي اجتماعي باز مي‌دارد.
كاركردهاي مصرف موادمخدر
با توجه به مطالب فوق، به برخي كاركردهاي استفاده از موادمخدر اشاره مي‌كنيم. اين كاركردها نشان مي‌دهد كه مصرف موادمخدر مي‌تواند پاسخگوي چه نيازهايي در مصرف كننده باشد.
الف) تسهيل روابط اجتماعي در ميان اعضاي گروه ب) رهايي از تنش‌هاي دروني ج) احساس پيوستگي با اعضاي گروه د) طرد ارزش‌هاي اجتماعي خرده فرهنگ مصرف‌كنندگان موادمخدر، خلاف ارزش‌ها و آرمان‌هاي مقدس جامعه است. در اين خرده فرهنگ بر لذت‌هاي فوري، خواهش‌هاي آني و دوري از مسووليت‌هاي اجتماعي تاكيد مي‌شود. به نظر د. ل. تام ( D.L Thomb )، مصرف بالاي ماري‌جوانا در ميان جوانان پاسخي است به دنيايي پر از تبعيضات نژادي، جنسي، فساد و ريا و پاسخي است به همه مشكلات اجتماعي.
آنچه جوانان را از جامعه جدا مي‌كند اين احساس است كه عليرغم برخي شعارها مانند آزادي، برابري و مساوات، در زندگي واقعي، در بازار كار، در خيابان و تماس‌هاي روزانه، خود را از ديگر طبقات جدا مي‌بينند.
راهكارها:
الف) راه‌حل‌هاي ساختاري
آنچه در رسانه‌ها و گزارش‌ها ديده مي‌‌شود، اين است كه علت اصلي انحرافات و نابساماني‌هاي اجتماعي، وجود گروه‌هاي مطرود و حاشيه‌اي و جدا مانده از جامعه است. آنان احساس مي‌كنند با توقيف و مجازات اين گروه‌ها مي‌توانند انحرافات و نابساماني‌هاي اجتماعي را درمان كنند، در حالي كه اين جامعه است كه گروه‌هاي حاشيه‌اي و محروم را به عقب رانده است. اين گروه‌ها در ابتدا مشتاق رشد و كسب مقام اجتماعي بوده‌اند، اما فرصت‌هاي اجتماعي را به روي خود بسته يافته‌ و نتوانسته‌اند توفيق حاصل كنند.
احساس ناايمني و محروميت، آنها را از متن جامعه جدا ساخته است. آنها براي كاهش احساس ناايمني و اضطراب‌هاي اجتماعي به دامن موادمخدر پناه مي‌برند.
ما در اين جا با دو نوع سياست اجتماعي مواجه هستيم:
يك نوع آن جابه جايي سطحي منابع و درآمدها بدون تغييرات اساسي در تقسيمات زيربنايي است، يعني اشتغال اين گروه‌ها به كارهاي كم مزد، به كارهاي اجباري كه همچنان احساس ناايمني را در آنان حفظ مي‌كند. نوع ديگر، سياست‌هايي است كه به تغيير ساختار زيرين بي‌عدالتي و توزيع نابرابر درآمدها و منابع مي‌انجامد. اين سياست مي‌تواند به آموزش مجدد طرد شدگان اجتماعي و باز شدن فرصت‌هاي ساختاري براي جذب آنان در ساخت اجتماعي بينجامد.
ب) راه‌حل‌هاي مكمل
نگاه جامعه‌شناسان به اعتياد بر اين محور قرار دارد كه بسياري از عوامل شيوع اعتياد و بازگشت به آن در درون فرد قرار ندارد. درمان اساسي، مستلزم توجه به حوزه‌‌هاي بيروني رفتار است مانند روابط معتاد با خانواده، با هم‌سالان، با محيط كار و اجتماعات محلي ( :263 1999 Thomb , ).
سازمان اجتماعي، انباشته از تبليغات و نشانه‌هاي وسوسه‌انگيز است. مصرف موادمخدر كاركردهايي دارد كه افراد را به سوي خود جلب مي‌كند. اين مواد وسيله ارتباط، سرگرمي، تفريح و پيوستگي فرد به گروه است. از سوي ديگر، افراد مستعد، فاقد امكانات لازم براي كسب شغل، ارتباطات اجتماعي و راه‌هايي براي گذراندن اوقات فراغت هستند.
براي رهايي از اعتياد، محيط اجتماعي جديدي لازم است كه راه‌هاي جديد فعاليت‌هاي اجتماعي و تفريحي را به روي معتاد بگشايد و رفتارهاي موافق اجتماعي او را تقويت كند. از ميان راه‌هاي مكمل كه مي‌توانند راهگشا باشند، به چند مورد اشاره مي‌شود.
1-
مشاوره شغلي به منظور كمك به معتادان براي يافتن مشاغل تمام وقت با درآمد كافي. اين وضعيت مي‌تواند مانع بازگشت معتاد به مصرف موادمخدر شود.
2-
مشاوره خانوادگي براي معتادان متاهل و ايجاد خانواده براي مجردها
3-
ايجاد فرصت براي فعاليت تفريحي و اجتماعي
4-
وجود جلسات فردي يا گروهي براي حل مشكلات فردي و اجتماعي مددجويان
5-
توجه به نشانه‌هاي اوليه بازگشت به اعتياد و شناخت آنها از طريق ابزارهاي اندازه‌گيري
6-
ترغيب مددجويان به تشكيل گروه‌هاي اجتماعي و تفريحي
7-
استفاده از دوستان نجات يافته براي مشاوره نزديك با مددجويان
8-
انعقاد قرارداد رسمي بين مددجويان و درمانگر براي اتمام برنامه‌هاي درماني و قبول مسووليت در دوره درمان اين راهكارها، رابطه نزديك درمان با برخورداري از روابط اجتماعي در خانواده، محل كار و با دوستان را نشان مي‌دهد. اعتياد و مشكلات همراه با آن را نمي‌‌توان از ديگر حوزه‌هاي زندگي اجتماعي جدا كرد.
زندگي افراد قابل تفكيك از تجارب آنها نيست. درمانگر نمي‌تواند فقط به مشكل اعتياد فرد توجه كند، بلكه لازم است مددجو را در شبكه روابط اجتماعي او نگاه كند. اعتياد حاصل مشكلاتي است كه فرد با آنها رو به رو است و مشكلات او بدون توجه به زندگي اجتماعي او قابل درك نيست.
پي نوشت ها
1 - در مطالعه گروه ملي تحقيق خانم دكتر رحيمي، آقايان دكتر عمران رزاقي، دكتر حسيني، دكتر كاظم محمد و سعيد مدني در سال 1377 از مجموع 1472 نفر جمعيت مورد مطالعه، معتادان خودمعرف، زنداني و خياباني، 6/96 درصد سابقه نوع ماده مصرفي خود را در طول عمر ترياك، 1/50 درصد شيره، 5/47 درصد هرويين و تنها 5/8 درصد ساير مواد ذكر كرده‌اند.
2-
گزارش عضو هيات مديريت سازمان عمران و بهسازي شهري نشان مي‌دهد كه يك پنجم جمعيت شهرهاي كشور و يك سوم جمعيت كلان شهر‌ها حاشيه‌نشين هستند. روزنامه ايران شماره 2282 پنجم آبان ماه، 1381
منابع فارسي
1- دكتر آفرين رحيمي، دكتر عمران محمد رزاقي، دكتر مهدي حسيني، دكتر كاظم محمد و سعيد مدني.
"
بررسي تغييرات الگوي مصرف مواد معتادان كشور"، مقاله ارائه شده به اولين همايش آسيب‌هاي اجتماعي در ايران.
2-
گزارش روزنامه ايران. " 37 درصد روستاهاي كشور خالي از سكنه شده‌اند"، شماره 2282، سال هشتم 5/8/1381.
منابع لاتين
1. Ain Sworth - Darnell, J.W.& Downey, D.B. "Assessing the oppositional culture explaination for racial / Ethnic / Differences in school performance". American Sociolocicial review, 1998 , vol 63 , August .
2. Young, Jock, "Identity, Community and social exclusion, in Crime, Disorder and Community Safty edited by Roger mathews and John Pitts, 2001 , Routlege Publication .
3. Parsons Talcott, "Certam primary sources and patterns of aggression in the social structure of the western world" in Essages in Sociological Theoty, Revised edition, 1975.
4. Thombs. Dennis. L."Introduction to addictive behaviors" Second edition. 1999 , The Guilford Press .
5. Kupper & Kupper, "The Social Encyclopedia, Secand Edition. 2001 , Routledge Publication .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 7:12  توسط هيئت مديره  | 

 

13 درصد دانش‌آموزان در معرض مصرف مواد مخدر هستند

 

( بيش از 8 هزار دانش‌آموز روانه زندان هاي كشور شده‌اند )
        بر اساس آخرين وضعيت گرايش دانش‌آموزان به مصرف مواد مخدر طي سالهاي 78 تا پايان 82، 8 هزار و 3 دانش‌آموز به علت جرايم مواد مخدر روانه زندانهاي كشور شده‌اند كه نسبت جرم مواد مخدر به كل آمار جرايم 67 هزار و 811 موردي ورودي به زندانها، حدود 12 درصد بوده است.به گزارش خبرنگار «آموزش و پرورش» خبرگزاري دانشجويان ايران بر اساس تحقيقات انجام شده بر روي 7 هزار و 786 دانش‌آموز دختر و پسر مقطع سوم راهنمايي و متوسطه كل كشور، 3/23 درصد دانش‌آموزان در معرض خطر مصرف سيگار، 8/15 درصد در معرض خطر مصرف مشروبات الكلي، 3/13 درصد در معرض خطر مصرف مواد مخدر بوده و 3/5 و 1/2 درصد به ترتيب تجربه مصرف سيگار و مصرف مشروبات الكلي داشته‌اند. گفتني است 9/0 درصد دانش‌آموزان نيز تجربه مصرف مواد مخدر از نوع ترياك، حشيش و هروئين داشته‌اند. به گزارش ايسنا نتايج بررسي‌ها نشان مي‌دهد بيشترين حد آلودگي فضاي مدارس به مواد مخدر و مشروبات الكلي با 8/11 درصد در بين مدارس فني و حرفه‌اي و كار دانش است. همين يافته‌ها حاكيست 9/36 درصد دانش‌آموزان مورد مطالعه، معدل زير 17، 4/11 درصد معدل زير 14 داشته و 14 درصد حداقل يك بار تجديد، 2/12 درصد حداقل يك بار مردود شده و 3/2 درصد حداقل يك بار ترك تحصيل كرده‌اند.همچنين از آنجا كه دانش‌آموزان دختر بيش از پسران مورد كنترل خانواده‌ها قرار مي‌گيرند، مي‌توان گفت پسران بيشتر در معرض خطر قرار دارند.

          به گزارش ايسنا نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه 6 عامل خانواده، مدرسه، گروه همسالان، محله، احساس خودباوري و اعتقادات ديني مهمترين عوامل بازدارنده تاثيرگذار بر دانش‌آموزان است.

         بررسي ديگري در اين مطالعه نشان مي‌دهد همچنين 10 درصد دانش‌آموزان، داراي مشكلات جسمي و 13 درصد به نوعي ديگر اختلالات و مشكلات روحي و رواني نظير علاقه‌ به تنهايي، افسردگي، روحيه نااميدي و ياس و ... داشته‌اند. بعلاوه 58 درصد دانش‌آموزان، داراي خانواده‌هايي با مشاغل رده پايين، 2/29 درصد داراي مشاغل رده متوسط، 8/12 درصد داراي مشاغل رده بالا بوده‌اند. بر اين اساس اولويت بخشيدن به استراتژي پيشگيري از مصرف مواد مخدر در چهار كانون خانواده، محيط‌هاي آموزشي، محله‌ها و محيط‌هاي كاري با فعال كردن حوزه‌هاي پيشگيري از مصرف مواد مخدر دستگاه‌هاي عضو و مرتبط با ستاد مبارزه با مواد مخدر از اقدامات زيربنايي است كه در سه سال اخير در دستور كار قرار داشته و در طول برنامه چهارم توسعه استمرار خواهد يافت.

موسسه غير دولتي پيشگيري ازاعتياد عرفان بوكان: صندوق پستي 448.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 6:43  توسط هيئت مديره  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 6:12  توسط هيئت مديره  | 

حقايقي پيرامون مصرف سيگار

*در والديني كه كه سيگار مي كشندۀ شاخص سيگاري شدن فرزند آنها 50 درصد است.با ترك سيگار نمونه خوبي براي فرزندانتان خواهيد بود.

*بسياري از افرادي كه سيگار مي كشند از افسردگي در عذاب هستند.در واقع برخي از سيگاري ها با نيكوتين خود را درمان مي كنند در حالي كه اين ماده بر خلقيات فرد اثر مي گذارد.

*اين عبارت را هميشه به ياد داشته باشيد كه: كشيدن يك پك سيگار منجر به كشيدن يك پاكت در روز مي شود.

*مهم نيست چند سالتان است در هر سن و سالي ترك سيگار مفيد است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 23:51  توسط هيئت مديره  | 

 

           

The Erfan institution for preventing drug addiction was founded and formed after holding a public meeting in which some of the reliable people in Boukan participated because it is clearly understood that drag addiction is a social problem and that due to various causes the production selling and abusing drags have increased in the world and also considering the fact that this phenomenon is a threat to the young who are the main assets to our country.

Establishing this institution formally began on Day 28th, 1379 through a written request address to then governor of Boukan and after a lot of vicissitudes a license to stars the institution’s activities was issued by the Governor’s office in Boukan on Mehr 5th, 1382.

The objectives of the institution according to the Articles of Association of the institution.

In order to promote the security of our society and increasing people’s participation in this field, and also to present preventive information on drug addiction this institution pursues the following goals:

1.                 To create public sensitivity toward the threat of drug abuse and increasing distribution of narcotics.

2.                 To pave the way for active participation of the public.

3.                 To give and spread information about narcotics and drug addiction in society through training.

4.                 To convey general public’s views to relevant government officials and vice versa.

5.                 To pave the way for scientific studies on the causes affecting drug addiction and its spread in society.

6.                 Supporting the familial involved in this problem.

Erfan institution has been registered with the record 10 in the registry of companies in the Registration of documents’ office.

The founders of this institution are:

1. Dr Masoud Rahimi                         : Physician

2. Dr Jafar Esmaeelsorkh                    : university sciences

3. Dr Anwar Bahramiazar                   : Ph. D in laboratory sciences

4. Dr Logman Seraji Mokri                 : Ph. D Pharmacology

5. Dr Asad Sotudeh                           : Physician

6. Mr. Mohammaad amin Rastgari      : high school teacher

7. Mr. Salahaddin Mangor                  : Clerk

8. Mr. Neser Alyar                             : Clerk

9. Mrs. Soheyla Rad                          : High school teacher

10. Mr. Abdolaziz Mouluidi                : University teacher

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 23:39  توسط هيئت مديره  |